شعر را زندگی کن
→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۰۱کوزه بر دوشِ راهب دیرم←شمارهٔ ۸۰۲چو بر یادِ لبش در مسکراتم←شمارهٔ ۸۰۳دردا کز اشتیاقِ تو جانا بسوختم←شمارهٔ ۸۰۴نمی شود به حیل با تو در کمر دستم←شمارهٔ ۸۰۵یک امشبی که به خدمت به باده بنشستم←شمارهٔ ۸۰۶بیار باده به من ده که توبه بشکستم←شمارهٔ ۸۰۷آوازه در افتاد که من توبه شکستم←شمارهٔ ۸۰۸دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم←شمارهٔ ۸۰۹ازین ورطه بیرون شوی نیستم←شمارهٔ ۸۱۰دوش بس خوش روزگاری داشتم←شمارهٔ ۸۱۱دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتم←شمارهٔ ۸۱۲شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتم←شمارهٔ ۸۱۳ترا نادیده مهرت بر گرفتم←شمارهٔ ۸۱۴ندارم کار با افلاک و انجم←شمارهٔ ۸۱۵تا ساکنِ کنجِ محنت آبادم←شمارهٔ ۸۱۶دگر باره پیرانه سر درفتادم←شمارهٔ ۸۱۷دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم←شمارهٔ ۸۱۸چنان به رویِ تو هر بامداد دل شادم←شمارهٔ ۸۱۹به فلک می رسد از فرقتِ تو فریادم←شمارهٔ ۸۲۰یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم←شمارهٔ ۸۲۱آن شب که وداعِ یار کردم←شمارهٔ ۸۲۲بگذاشتمت جانا ناکام و سفر کردم←شمارهٔ ۸۲۳شبِ فراق که بی رغبتی سفر کردم←شمارهٔ ۸۲۴ز می توبه کردم ز مستی نکردم←شمارهٔ ۸۲۵شبانِ تا به سحر گردِ شهر می گردم←شمارهٔ ۸۲۶منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم←شمارهٔ ۸۲۷چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم←شمارهٔ ۸۲۸مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم←شمارهٔ ۸۲۹شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم←شمارهٔ ۸۳۰من همان مستم و شوریده کز اوّل بودم←شمارهٔ ۸۳۱یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم←شمارهٔ ۸۳۲باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم←شمارهٔ ۸۳۳هزار شکر که خود را امیدوار بدیدم←شمارهٔ ۸۳۴اندر دو کون جانا بی تو طرب ندیدم←شمارهٔ ۸۳۵چه سودا راه زد دوشم همانا از جنون دیدم←شمارهٔ ۸۳۶روزها شد که برفتی و به خدمت نرسیدم←شمارهٔ ۸۳۷ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم←شمارهٔ ۸۳۸اگر وصال میسّر شود دگر بارم←شمارهٔ ۸۳۹اگر دولت بود روزی به قوهستان دگر بارم←شمارهٔ ۸۴۰بی تو خونابه به رخساره فرو می بارم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth