→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود←شمارهٔ ۲۸۲دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد←شمارهٔ ۲۸۳از کعبه عزم دیر برون از طریق بود←شمارهٔ ۲۸۴ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد←شمارهٔ ۲۸۵نسوزیم که گل این چراغ می ماند←شمارهٔ ۲۸۶امروز صفای دلم از سیمتنی بود←شمارهٔ ۲۸۷خطش چو بنام من از خامه برون آید←شمارهٔ ۲۸۸شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد←شمارهٔ ۲۸۹ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند←شمارهٔ ۲۹۰آن گل از طرف کشت میآید←شمارهٔ ۲۹۱در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد←شمارهٔ ۲۹۲دلم که همره آن مه چو ابر چست شود←شمارهٔ ۲۹۳تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد←شمارهٔ ۲۹۴تا چند بافسون جهان بند توان بود←شمارهٔ ۲۹۵وقتست ای حریف که می در سبو کنند←شمارهٔ ۲۹۶خنجر کشید و عربده با اهل حال کرد←شمارهٔ ۲۹۷تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند←شمارهٔ ۲۹۸خوبان خراب نرگس مستانهٔ تواَند←شمارهٔ ۲۹۹التفات چشم آن مشکینغزالم میکشد←شمارهٔ ۳۰۰گه به لطفم مینوازد گه به نازم میکشد←شمارهٔ ۳۰۱هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد←شمارهٔ ۳۰۲طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد←شمارهٔ ۳۰۳نوروز علم برزد و گل در چمن آمد←شمارهٔ ۳۰۴گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد←شمارهٔ ۳۰۵چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند←شمارهٔ ۳۰۶هر دل که گرم از آتش پنهان من شود←شمارهٔ ۳۰۷مه خورشدروی من دمی یک جا نمیگنجد←شمارهٔ ۳۰۸عید است و هرسو جلوهگر شوخ دلارای دگر←شمارهٔ ۳۰۹ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر←شمارهٔ ۳۱۰ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر←شمارهٔ ۳۱۱ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر←شمارهٔ ۳۱۲از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر←شمارهٔ ۳۱۳خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر←شمارهٔ ۳۱۴باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر←شمارهٔ ۳۱۵کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار←شمارهٔ ۳۱۶ما شستهایم ز آینهٔ دیده گرد غیر←شمارهٔ ۳۱۷چون بمیخانه رسیدی سخن دور گذار←شمارهٔ ۳۱۸شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوشتر←شمارهٔ ۳۱۹شکر خدا که با من بیدل نشست یار←شمارهٔ ۳۲۰دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر←