شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۴۱ماییم دل و دین بسر کار تو کرده←شمارهٔ ۱۲۴۲زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده←شمارهٔ ۱۲۴۳مدعی در جوش و ما بیهوش از آن نو گل شده←شمارهٔ ۱۲۴۴خوش حالتی است پیش تو از می خوشان شده←شمارهٔ ۱۲۴۵خوش آنکه بودمه من زباده مست شده←شمارهٔ ۱۲۴۶چون شمع دل از داغ تو افروختنش به←شمارهٔ ۱۲۴۷اگر چه عشق نکویان جراحتست همه←شمارهٔ ۱۲۴۸تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه←شمارهٔ ۱۲۴۹خبرم شدست کانمه هوس شراب کرده←شمارهٔ ۱۲۵۰رسید مست من از می به رخ گل افکنده←شمارهٔ ۱۲۵۱ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه←شمارهٔ ۱۲۵۲تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده←شمارهٔ ۱۲۵۳آتش آهم نهال وادی ایمن شده←شمارهٔ ۱۲۵۴گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده←شمارهٔ ۱۲۵۵کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوخته←شمارهٔ ۱۲۵۶نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان داده←شمارهٔ ۱۲۵۷ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده←شمارهٔ ۱۲۵۸جدایی از درت جانا بزهر آلوده تیرم به←شمارهٔ ۱۲۵۹سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده←شمارهٔ ۱۲۶۰تا ساقی گلهذار رفته←شمارهٔ ۱۲۶۱زلف سیه شانه کن جام مدامی بده←شمارهٔ ۱۲۶۲ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده←شمارهٔ ۱۲۶۳نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده←شمارهٔ ۱۲۶۴ای با سگت فرشته دم از بندگی زده←شمارهٔ ۱۲۶۵بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده←شمارهٔ ۱۲۶۶بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده←شمارهٔ ۱۲۶۷مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده←شمارهٔ ۱۲۶۸بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده←شمارهٔ ۱۲۶۹در حسرت تو مردن ما از حیات به←شمارهٔ ۱۲۷۰پیش تو هر که هست چو صورت خموش به←شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده←شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده←شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به←شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه←شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده←شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته←شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده←شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای←شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای←شمارهٔ ۱۲۸۰من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth