→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۸۱در چمن با کف رنگین قدح ای گل زدهای←شمارهٔ ۱۲۸۲هان ای خضر که آب بقا نوش کردهای←شمارهٔ ۱۲۸۳در وقت گل چو غنچه چرا دل فسردهای←شمارهٔ ۱۲۸۴عالمی را تو به شوخی دل و جان سوختهای←شمارهٔ ۱۲۸۵نیست از همت خود با دو جهانم کاری←شمارهٔ ۱۲۸۶چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی←شمارهٔ ۱۲۸۷بقدر درد اگرم قوت سخن بودی←شمارهٔ ۱۲۸۸بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی←شمارهٔ ۱۲۸۹چو ساقی گر بجامم دست بودی←شمارهٔ ۱۲۹۰چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی←شمارهٔ ۱۲۹۱دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی←شمارهٔ ۱۲۹۲رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی←شمارهٔ ۱۲۹۳با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی←شمارهٔ ۱۲۹۴کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی←شمارهٔ ۱۲۹۵خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی←شمارهٔ ۱۲۹۶با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی←شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت میکنی←شمارهٔ ۱۲۹۸تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی←شمارهٔ ۱۲۹۹شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی←شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی←شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی←شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی←شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی←شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی←شمارهٔ ۱۳۰۵از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی←شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی←شمارهٔ ۱۳۰۷دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی←شمارهٔ ۱۳۰۸به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری←شمارهٔ ۱۳۰۹چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری←شمارهٔ ۱۳۱۰ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی←شمارهٔ ۱۳۱۱منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی←شمارهٔ ۱۳۱۲با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی←شمارهٔ ۱۳۱۳خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی←شمارهٔ ۱۳۱۴ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری←شمارهٔ ۱۳۱۵بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی←شمارهٔ ۱۳۱۶بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی←شمارهٔ ۱۳۱۷بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی←شمارهٔ ۱۳۱۸اول ز عاشقان به وفا یاد میکنی←شمارهٔ ۱۳۱۹هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی←شمارهٔ ۱۳۲۰از من خبر ای پسر نداری←