→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۱۶۱این خراب آباد دل معمور کن←شمارهٔ ۱۱۶۲برآ به بام و رُخت همچو شمع خاور کن←شمارهٔ ۱۱۶۳تا به کی این در زنم در باز کن←شمارهٔ ۱۱۶۴مه رویت درخشان کن دو زلفت را پریشان کن←شمارهٔ ۱۱۶۵ای سرو سهی قد به سوی ما گذری کن←شمارهٔ ۱۱۶۶دل سرگشتهٔ حیران برو ترک مناهی کن←شمارهٔ ۱۱۶۷به دل گفتم برو شَست دو زلفش را پناهی کن←شمارهٔ ۱۱۶۸نشین به تخت دل ما و پادشاهی کن←شمارهٔ ۱۱۶۹خلاف عادت معهود را وفایی کن←شمارهٔ ۱۱۷۰مویت به آفتابِ رخ، ای جان رها مکن←شمارهٔ ۱۱۷۱زین بیشتر چون زلف خود خاطر پریشانم مکن←شمارهٔ ۱۱۷۲ای نگارین! زلف شب رنگت به گل پرچین مکن←شمارهٔ ۱۱۷۳ای دل ای دل بیش ازین در عشق نادانی مکن←شمارهٔ ۱۱۷۴ای عزیز من ستمکاری مکن←شمارهٔ ۱۱۷۵ای عارض زیبای تو نازکتر از برگ سمن←شمارهٔ ۱۱۷۶ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمن←شمارهٔ ۱۱۷۷صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من←شمارهٔ ۱۱۷۸آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من←شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من←شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من←شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من←شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من←شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من←شمارهٔ ۱۱۸۴تا به کی در پا کشد زلفت دل مسکین من←شمارهٔ ۱۱۸۵آه از ستم زمانهٔ دون←شمارهٔ ۱۱۸۶ای بت سنگین دل سیمین بدن←شمارهٔ ۱۱۸۷بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین←شمارهٔ ۱۱۸۸هجران آن صنم گلعذار بین←شمارهٔ ۱۱۸۹تا به کی مسکین دلم باشد ز هجرانت حزین←شمارهٔ ۱۱۹۰بگشای در رحمت بر روی من مسکین←شمارهٔ ۱۱۹۱بلبل شوریده زندان برنتابد بیش ازین←شمارهٔ ۱۱۹۲ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین←شمارهٔ ۱۱۹۳جان بدادم در فراق روی او←شمارهٔ ۱۱۹۴ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو←شمارهٔ ۱۱۹۵گر کشم بار کسی هم بار تو←شمارهٔ ۱۱۹۶ای مرا هم دل تو هم دلدار تو←شمارهٔ ۱۱۹۷ندارم دل که دل بردارم از تو←شمارهٔ ۱۱۹۸صبا باز آ که درمان دارم از تو←شمارهٔ ۱۱۹۹نگارینا دل پر دردم از تو←شمارهٔ ۱۲۰۰ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو←