شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا←شمارهٔ ۴۲ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها←شمارهٔ ۴۳مشعل طور تجلیست دل انور ما←شمارهٔ ۴۴جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا←شمارهٔ ۴۵ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها←شمارهٔ ۴۶ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها←شمارهٔ ۴۷ماه من مست شراب ناب می بینم تو را←شمارهٔ ۴۸ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها←شمارهٔ ۴۹نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را←شمارهٔ ۵۰خال لبت نشانده در آتش خلیل را←شمارهٔ ۵۱در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا←شمارهٔ ۵۲نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا←شمارهٔ ۵۳به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را←شمارهٔ ۵۴ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا←شمارهٔ ۵۵با بد و نیک جهان از بسکه همدوشیم ما←شمارهٔ ۵۶فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما←شمارهٔ ۵۷یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا←شمارهٔ ۵۸رویت گل سرسبد لاله زارها←شمارهٔ ۵۹خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما←شمارهٔ ۶۰هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را←شمارهٔ ۶۱تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما←شمارهٔ ۶۲به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را←شمارهٔ ۶۳غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها←شمارهٔ ۶۴ای بهار لطف تو آبروی بستان‌ها←شمارهٔ ۶۵بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا←شمارهٔ ۶۶به شمع بزم امشب عرض کردم خامه خود را←شمارهٔ ۶۷خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را←شمارهٔ ۶۸خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را←شمارهٔ ۶۹در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا←شمارهٔ ۷۰از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا←شمارهٔ ۷۱ز داغ دل مزین ساختم پروانه خود را←شمارهٔ ۷۲خط رخسار تو شبها برد از هوش مرا←شمارهٔ ۷۳یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا←شمارهٔ ۷۴دل را اسیر دام بلا می کنیم ما←شمارهٔ ۷۵ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا←شمارهٔ ۷۶گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها←شمارهٔ ۷۷ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها←شمارهٔ ۷۸ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها←شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا←شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth