شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا←شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا←شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا←شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا←شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا←شمارهٔ ۸۶ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا←شمارهٔ ۸۷سبزه خطش کشیده در کنار آئینه را←شمارهٔ ۸۸در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه را←شمارهٔ ۸۹هر که آرد در نظر آن پر حجاب آئینه را←شمارهٔ ۹۰خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا←شمارهٔ ۹۱ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوش‌ها←شمارهٔ ۹۲غنچه دارم در بغل گر مشت زر باشد مرا←شمارهٔ ۹۳نرگس و بادام بی او چشم بد باشد مرا←شمارهٔ ۹۴خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا←شمارهٔ ۹۵مزرع خشکم نظر بر آسمان باشد مرا←شمارهٔ ۹۶گردبادم دامن صحرا وطن باشد مرا←شمارهٔ ۹۷گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا←شمارهٔ ۹۸شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرا←شمارهٔ ۹۹پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا←شمارهٔ ۱۰۰در بهار از فاقه رنگ زعفران باشد مرا←شمارهٔ ۱۰۱تیغ ابرویش اگر مد نظر باشد مرا←شمارهٔ ۱۰۲بهر روزی آسمان کردست سرگردان مرا←شمارهٔ ۱۰۳می کند سرو از حد غماز بازار مرا←شمارهٔ ۱۰۴مکن از بهر روزی پیشه خود بینوایی را←شمارهٔ ۱۰۵لطف کن یارب ازین سودا رهایی ده مرا←شمارهٔ ۱۰۶در صدف آب شد از کسب هوا گوهر ما←شمارهٔ ۱۰۷کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشب←شمارهٔ ۱۰۸ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب←شمارهٔ ۱۰۹پی صید افگنی بیرون شد از بزم شراب امشب←شمارهٔ ۱۱۰جنت سپند سوز گلستان روی توست←شمارهٔ ۱۱۱فلک گردباد ره کاروانت←شمارهٔ ۱۱۲بر گلویم تیغ خون افشان چو آب کوثر است←شمارهٔ ۱۱۳پیشانی ناز او از موج نگه چین بست←شمارهٔ ۱۱۴دل مرا با داغ آن ناآشنا پیچیده است←شمارهٔ ۱۱۵خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است←شمارهٔ ۱۱۶همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت←شمارهٔ ۱۱۷در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است←شمارهٔ ۱۱۸دست کلیم داغ دل شعله رنگ ماست←شمارهٔ ۱۱۹دلم به پرده دریهای اشک خورسند است←شمارهٔ ۱۲۰دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth