→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است←شمارهٔ ۱۲۲لعلی که منم تشنه او آب حیات است←شمارهٔ ۱۲۳دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست←شمارهٔ ۱۲۴از غم دلی که آب نشد سد آهن است←شمارهٔ ۱۲۵در باغ نخل خشک ز بادام مانده است←شمارهٔ ۱۲۶خلعت شادی خزان از قامت گلشن گرفت←شمارهٔ ۱۲۷کارم ز درد عشق به مردن رسیده است←شمارهٔ ۱۲۸آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت←شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزلخسرو گیتی ستان سبحانقلی خان شاه عصر←شمارهٔ ۱۳۰پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست←شمارهٔ ۱۳۱شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست←شمارهٔ ۱۳۲بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت←شمارهٔ ۱۳۳آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است←شمارهٔ ۱۳۴در هیچ سینه یی گل داغی نمانده است←شمارهٔ ۱۳۵ای مقدم تو قبله چشم تر من است←شمارهٔ ۱۳۶لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفت←شمارهٔ ۱۳۷لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت←شمارهٔ ۱۳۸دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشت←شمارهٔ ۱۳۹بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است←شمارهٔ ۱۴۰تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است←شمارهٔ ۱۴۱روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست←شمارهٔ ۱۴۲از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است←شمارهٔ ۱۴۳شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است←شمارهٔ ۱۴۴رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است←شمارهٔ ۱۴۵آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است←شمارهٔ ۱۴۶دلبر سوداگر من عزم کابل کرد و رفت←شمارهٔ ۱۴۷فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت←شمارهٔ ۱۴۸دل در برم چو کعبه مقام محمد است←شمارهٔ ۱۴۹سرگشته آسمان به هوای محمد است←شمارهٔ ۱۵۰دل در برم چو کعبه دیار محمد است←شمارهٔ ۱۵۱والشمس والضحی گل روی محمد است←شمارهٔ ۱۵۲آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است←شمارهٔ ۱۵۳بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست←شمارهٔ ۱۵۴تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است←شمارهٔ ۱۵۵دل به دام کاکل آن دلربا افتاده است←شمارهٔ ۱۵۶در باغ اثر ز ناله بلبل نمانده است←شمارهٔ ۱۵۷جود و سخا به مردم عالم نمانده است←شمارهٔ ۱۵۸بهر خصم از خسروان امداد می باید گرفت←شمارهٔ ۱۵۹آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست←شمارهٔ ۱۶۰از رفیق رهنما طبع گدا آسوده است←