→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱کو قاصدی که راز تو با او بیان کنم←شمارهٔ ۴۸۲بس که هر دم دیده را پرخون کنم←شمارهٔ ۴۸۳وقت آن آمد که عزم کوی شیدائی کنم←شمارهٔ ۴۸۴از من مکن جدائی ای یار نازنینم←شمارهٔ ۴۸۵به پرسشی دل من شاد کن که غمگینم←شمارهٔ ۴۸۶تو را ای ماه مهرافروز چندانی که میبینم←شمارهٔ ۴۸۷عنان عزم سبک سوی یار خویش کنم←شمارهٔ ۴۸۸مست عشقم پارسائی چون کنم←شمارهٔ ۴۸۹عشق آمد و پر شد همه بیرون و درونم←شمارهٔ ۴۹۰دهان یار نمود از جواهر منظوم←شمارهٔ ۴۹۱گر چه گدای اویم در فقر پادشاهم←شمارهٔ ۴۹۲فریاد ز چشم روسیاهم←شمارهٔ ۴۹۳همچو دامن روی خود بر خاک هر کوئی نهم←شمارهٔ ۴۹۴مهی چو روی تو در آسمان نمییابم←شمارهٔ ۴۹۵ما خلاف رسم مردم کردهایم←شمارهٔ ۴۹۶با زلف بیقرار تو آرام کردهایم←شمارهٔ ۴۹۷دوش ما همخوابهٔ آن سرو بالا بودهایم←شمارهٔ ۴۹۸نرفت راه بیابان و خسته شد پایم←شمارهٔ ۴۹۹صبحدم یاد تو کردیم و دعائی گفتیم←شمارهٔ ۵۰۰ما گلی از بوستان جنتیم←شمارهٔ ۵۰۱تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم←شمارهٔ ۵۰۲دوش ما را خبر وصل تو میداد نسیم←شمارهٔ ۵۰۳نسخهٔ سنبل تو پیش گل آورد نسیم←شمارهٔ ۵۰۴هر دم چو باد میبرد از کوی تو نسیم←شمارهٔ ۵۰۵تا کی از این لا و لا، پیش تو الّا شویم←شمارهٔ ۵۰۶آن به که غم دل به حضور تو بگویم←شمارهٔ ۵۰۷ای چین زلفت شام غریبان←شمارهٔ ۵۰۸چون همنشین ماه نگردم بر آسمان←شمارهٔ ۵۰۹من همچو گل در خندهام، گو یار در خونم نشان←شمارهٔ ۵۱۰یار همان، عهد همان، دل همان←شمارهٔ ۵۱۱کام دل هر گه که خواهم زان دهان←شمارهٔ ۵۱۲لبت در نقطهٔ موهوم چون می در شکر پنهان←شمارهٔ ۵۱۳کام ناکامی روا کن از دهان خویشتن←شمارهٔ ۵۱۴گر تو نکردهای جدا، دل ز تعلقات تن←شمارهٔ ۵۱۵حالیا خواهم فشاند از دامن جان گرد تن←شمارهٔ ۵۱۶خواهم چو صبا گرد سر کوی تو گشتن←شمارهٔ ۵۱۷سر گشتهام ز بخت نگونسار خویشتن←شمارهٔ ۵۱۸من نه آن رندم که بنشینم به جای خویشتن←شمارهٔ ۵۱۹چند چون غنچه به بوئی ز تو دل خوش کردن←شمارهٔ ۵۲۰در جگر سوز تو دارم، دم نمییارم زدن←