→ ناصر بخاراییناصر بخارایی
ناصر بخارایی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱چو باد گر ز سر کوی یار خواهم رفت←شمارهٔ ۱۶۲دلم واقف نبود آن دم که جان رفت←شمارهٔ ۱۶۳با گل سخن جمال او رفت←شمارهٔ ۱۶۴خبر یار به اغیار نمییارم گفت←شمارهٔ ۱۶۵چه عجب لطف مزاجست در آب و خاکت←شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح سلطان اویسشمع ایران گویمت یا ماه توران خوانمت←شمارهٔ ۱۶۷پسته را لب شکند آن دهن خندانت←شمارهٔ ۱۶۸جان جوهر پاک است و تن ار سرو روانت←شمارهٔ ۱۶۹دلم که چون سر زلف تو میرود بر باد←شمارهٔ ۱۷۰من اوفتاده و انفاس روح پرور باد←شمارهٔ ۱۷۱میدهد باد از تو بوئی، آفرین بر باد باد←شمارهٔ ۱۷۲پای بیرون ز حد خویش نهاد←شمارهٔ ۱۷۳یک نفس ای باد صبا همچو باد←شمارهٔ ۱۷۴من اگر خاک شدم آب شما روشن باد←شمارهٔ ۱۷۵اگر چه خانهٔ تیره است دیده جای تو باد←شمارهٔ ۱۷۶جان بر لب لعلش چو مگس بر شکر افتاد←شمارهٔ ۱۷۷تا عکس تو از روزنهٔ دیده در افتاد←شمارهٔ ۱۷۸دلم را در زنخدانت ره افتاد←شمارهٔ ۱۷۹از صبا گر در سر زلف تو چین خواهد فتاد←شمارهٔ ۱۸۰رخت گلست و قدت سرو و طرهات شمشاد←شمارهٔ ۱۸۱صد قطرهٔ خون هر دم از دیدهٔ ما افتد←شمارهٔ ۱۸۲گر پرتو خورشید رخت بر قمر افتد←شمارهٔ ۱۸۳زنخدان تو گر این است، صد یوسف به چاه افتد←شمارهٔ ۱۸۴زان آتشی کز هجر تو هر دم به جان من فتد←شمارهٔ ۱۸۵هوایت در دماغ من نگنجد←شمارهٔ ۱۸۶دلم در وصل گلروئی نگنجد←شمارهٔ ۱۸۷چنان پر شد دل از دلبر که دل در بر نمیگنجد←شمارهٔ ۱۸۸وصف تو در بیان نمیگنجد←شمارهٔ ۱۸۹دلم ز مهر تو چون ذره در هوا گردد←شمارهٔ ۱۹۰از بهر دُر وصلت چشمم در آب گردد←شمارهٔ ۱۹۱ز گریه چشمه شد چشمم، بمان تا چشمهتر گردد←شمارهٔ ۱۹۲تمتع از وصال زلف مشکینت صبا دارد←شمارهٔ ۱۹۳تا چه سودا سر گیسوی تو در سر دارد←شمارهٔ ۱۹۴چشمت ز خواب مستی در سر خمار دارد←شمارهٔ ۱۹۵آن سرو که چون سوسن ما را به زبان دارد←شمارهٔ ۱۹۶با پرتو رخسار تو مه تاب ندارد←شمارهٔ ۱۹۷گر از دهن تنگ تو مقصود برآید←شمارهٔ ۱۹۸بحر غم تو کران ندارد←شمارهٔ ۱۹۹چو چشمت هیچ آهوئی ندارد←شمارهٔ ۲۰۰مسکین تن آن کو جگرِ سوخته دارد←