→ دیوان اشعارفروغی بسطامی
فروغی بسطامی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۲۴۱زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند←غزل شمارهٔ ۲۴۲بتان به مملکت حسن پادشاهانند←غزل شمارهٔ ۲۴۳جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند←غزل شمارهٔ ۲۴۴ای خنده تو راهزن کاروان قند←غزل شمارهٔ ۲۴۵هر جا حدیث حسن تو تقریر میکنند←غزل شمارهٔ ۲۴۶هر که را که بخت، دیده میدهد، در رخ تو بیننده میکند←غزل شمارهٔ ۲۴۷آتشزدگان ستم آب از تو نخواهند←غزل شمارهٔ ۲۴۸گر ز غلامیش نشانت دهند←غزل شمارهٔ ۲۴۹عاشقی کز خون دل جام شرابش میدهند←غزل شمارهٔ ۲۵۰هر که را کار بدان چشم دل آزار بود←غزل شمارهٔ ۲۵۱دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود←غزل شمارهٔ ۲۵۲شب که در حلقهٔ ما زلف دلآرام نبود←غزل شمارهٔ ۲۵۳مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود←غزل شمارهٔ ۲۵۴قدح باده اگر چشم بت ساده نبود←غزل شمارهٔ ۲۵۵لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود←غزل شمارهٔ ۲۵۶آشوب شهر طلعت زیبای او بود←غزل شمارهٔ ۲۵۷همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود←غزل شمارهٔ ۲۵۸به کویش دوش یا رب یا ربی بود←غزل شمارهٔ ۲۵۹تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود←غزل شمارهٔ ۲۶۰گر آن صنم ز پرده پدیدار میشود←غزل شمارهٔ ۲۶۱پیش من کام رقیب از لعل خندان میدهد←غزل شمارهٔ ۲۶۲جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید←غزل شمارهٔ ۲۶۳هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید←غزل شمارهٔ ۲۶۴همه جا تیر تو بر سینهٔ ما میآید←غزل شمارهٔ ۲۶۵دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید←غزل شمارهٔ ۲۶۶گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید←غزل شمارهٔ ۲۶۷به امیدی که وفا خواهم دید←غزل شمارهٔ ۲۶۸هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید←غزل شمارهٔ ۲۶۹گر در آید شب عید از درم آن صبح امید←غزل شمارهٔ ۲۷۰بگشا به تبسم لب شیرین شکربار←غزل شمارهٔ ۲۷۱ای ز رخت صبح و شام کاسته شمس و قمر←غزل شمارهٔ ۲۷۲منت خدای را که خداوند بینیاز←غزل شمارهٔ ۲۷۳بستهٔ زلف تو شوریدهسرانند هنوز←غزل شمارهٔ ۲۷۴در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش←غزل شمارهٔ ۲۷۵در میکده خدمت کن بی معرکه سلطان باش←غزل شمارهٔ ۲۷۶دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش←غزل شمارهٔ ۲۷۷آزادی اگر خواهی از عقل گریزان باش←غزل شمارهٔ ۲۷۸دلا مقید آن گیسوان پرچین باش←غزل شمارهٔ ۲۷۹ای خواجه برو بندهٔ آن زهره جبین باش←غزل شمارهٔ ۲۸۰من نمیگویم که عاقل باش یا دیوانه باش←