شعر را زندگی کن
→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۸۱پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را←غزل شمارهٔ ۸۲تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را←غزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر را←غزل شمارهٔ ۸۴گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را←غزل شمارهٔ ۸۵گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا←غزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را←غزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را←غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را←غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را←غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را←غزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را←غزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را←غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را←غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را←غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را←غزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را←غزل شمارهٔ ۹۷عشق هرجا شوید از دل‌ها غبار رنگ را←غزل شمارهٔ ۹۸گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را←غزل شمارهٔ ۹۹اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را←غزل شمارهٔ ۱۰۰به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل را←غزل شمارهٔ ۱۰۱به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را←غزل شمارهٔ ۱۰۲بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت‌کرد بسمل را←غزل شمارهٔ ۱۰۳بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را ←غزل شمارهٔ ۱۰۴ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را←غزل شمارهٔ ۱۰۵خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را←غزل شمارهٔ ۱۰۶گریک نفس آیینه‌کنی نقش قدم را←غزل شمارهٔ ۱۰۷نباشد بی‌ عصا امداد طاقت پیکر خم را←غزل شمارهٔ ۱۰۸بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را←غزل شمارهٔ ۱۰۹در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را←غزل شمارهٔ ۱۱۰کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را←غزل شمارهٔ ۱۱۱غم‌، طر‌ب جوش‌کرده است مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۲شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را←غزل شمارهٔ ۱۱۳کیست‌کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۴زین وجودی‌کز عدم شرمنده می‌گیرد مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۵عبرتی‌کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۶چو تخم اشک به‌کلفت سرشته‌اند مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۷کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۸تبسم ریز لعلش‌گر نشان پرسد غبارم را←غزل شمارهٔ ۱۱۹به‌تازگی نکشد عافیت دماغ مرا←غزل شمارهٔ ۱۲۰بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth