شعر را زندگی کن
→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱دل چو در زلف تو پیچید روانش بستند←شمارهٔ ۴۰۲دل در طلیت روی به صحرای غم آورد←شمارهٔ ۴۰۳دل ز داروخانه دردت دوا دارد امید←شمارهٔ ۴۰۴دل غمدیده شکایت ز غم او نکند←شمارهٔ ۴۰۵دل کجا شد خبرش غمزهٔ او می‌داند←شمارهٔ ۴۰۶دل که از درد تو پر شد ناله را چون کم کند←شمارهٔ ۴۰۷دل گرمم ز تو بر آتش غم سوخته باد←شمارهٔ ۴۰۸دل مقیم در آن جان جهان می باشد←شمارهٔ ۴۰۹دل من بار جنایه تو نه تنها بکشد←شمارهٔ ۴۱۰دل من بی تو دگر دیده بینا چه کند←شمارهٔ ۴۱۱دل من صحبت دلدار دگر می‌طلبد←شمارهٔ ۴۱۲دوستانم سگ تو میخوانند←شمارهٔ ۴۱۳دوش باد سحری زلف تو می افشانید←شمارهٔ ۴۱۴دوش چشمم ز فراق تو به خون تر می‌شد←شمارهٔ ۴۱۵دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود←شمارهٔ ۴۱۶دوشم خیال روی تو در سر فتاده بود←شمارهٔ ۴۱۷دوشم دل از غم تو بر آتش همی‌تپید←شمارهٔ ۴۱۸دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود←شمارهٔ ۴۱۹دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود←شمارهٔ ۴۲۰دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود←شمارهٔ ۴۲۱دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد←شمارهٔ ۴۲۲دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد←شمارهٔ ۴۲۳ذکر مه کردم شبی روی توام آمد←شمارهٔ ۴۲۴رخت گلبرگ خودرو می‌نماید←شمارهٔ ۴۲۵رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید←شمارهٔ ۴۲۶رخ تو نور به ماه تمام می‌بخشد←شمارهٔ ۴۲۷رخی چنین که تو داری کدام مو دارد←شمارهٔ ۴۲۸رویت به چنین دیده تماشا نتوان کرد←شمارهٔ ۴۲۹روی تو به جز آینه دیدن که تواند←شمارهٔ ۴۳۰روی تو دیدم سخنم روی داد←شمارهٔ ۴۳۱روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید←شمارهٔ ۴۳۲را گشودند بار بر ببندید←شمارهٔ ۴۳۳زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد←شمارهٔ ۴۳۴زاهد باریک‌بین لب‌های باریک تو دید←شمارهٔ ۴۳۵از برگ گل که نسیم عبیر می‌آید←شمارهٔ ۴۳۶زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود←شمارهٔ ۴۳۷از آن میان هیچ اگر نشان باشد←شمارهٔ ۴۳۸ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسد←شمارهٔ ۴۳۹زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بود←شمارهٔ ۴۴۰ز سوز جان من آن بیوفا چه غم دارد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth