→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۶۸۱نیست کس را به حسن روی تو قیل←شمارهٔ ۶۸۲آن دهان را بدو لب قند مکرر گفتم←شمارهٔ ۶۸۳از لب او تاخیری بافتیم←شمارهٔ ۶۸۴از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم←شمارهٔ ۶۸۵ای بخت بارینی که به باران رسانیم←شمارهٔ ۶۸۶ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلام←شمارهٔ ۶۸۷با تو از دل نشانه یافتهام←شمارهٔ ۶۸۸باز در آن کو گذری یافتم←شمارهٔ ۶۸۹باز در عشق یکی دل به غلامی دادم←شمارهٔ ۶۹۰باز می بیخودی بروی تو خوردیم←شمارهٔ ۶۹۱بیوی خویش گردان زنده بازم←شمارهٔ ۶۹۲بحمدالله که دیگر بار، روی دوستان دیدم←شمارهٔ ۶۹۳به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم←شمارهٔ ۶۹۴به درد تو جز ناله همدم ندارم←شمارهٔ ۶۹۵بر آمد جان ز شوق آن دهانم←شمارهٔ ۶۹۶بسی درد از غم عشقت کشیدم←شمارهٔ ۶۹۷بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردم←شمارهٔ ۶۹۸بگذار تا به گلشن روی تو بگذریم←شمارهٔ ۶۹۹بیا ساقی که بیخ غم به دور گل براندازیم←شمارهٔ ۷۰۰بی تو نفسی که زنده مانم←شمارهٔ ۷۰۱پیش رخ نو مه را حسنی چنان ندیدم←شمارهٔ ۷۰۲تا خانه دل جای تمنای تو کردیم←شمارهٔ ۷۰۳تا دست به زلف یار بردیم←شمارهٔ ۷۰۴ترا بر دیده من جاست گفتم←شمارهٔ ۷۰۵ترا چون چشم خود دیگر به مردم دید نتوانم←شمارهٔ ۷۰۶ترا در دل وفا باشد چه دانم←شمارهٔ ۷۰۷ترا شوخ اندک وفا گفته ایم←شمارهٔ ۷۰۸را که هست ز ساعد در آستین پرسیم←شمارهٔ ۷۰۹ترا گر بی وفا گفتم چه گفتم←شمارهٔ ۷۱۰جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارم←شمارهٔ ۷۱۱چرا رنجید یار از من گناه خود نمی دانم←شمارهٔ ۷۱۲چون روز روشن است که ما رند و عاشقیم←شمارهٔ ۷۱۳چه بودی گر شبی در خواب رفتی چشم بیدارم←شمارهٔ ۷۱۴چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم←شمارهٔ ۷۱۵چه خوش بود آن شبی کز در در آمد یار مهرویم←شمارهٔ ۷۱۶چه خوشتر دولتی زینم که دایم با تو بنشینم←شمارهٔ ۷۱۷چه رنجم از تو گر کشتی به نازم←شمارهٔ ۷۱۸حقوق ناز و عتاب حبیب من دانم←شمارهٔ ۷۱۹خال لب توست داغ جانم←شمارهٔ ۷۲۰خیال چشم و ابرویت شبی در خواب میدیدم←