→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۷۲۱دارم آن سر که سر زلف نگاری گیرم←شمارهٔ ۷۲۲در دست در درونم درمان آن ندانم←شمارهٔ ۷۲۳درین زحمت که این نوبت من از ریش درون دارم←شمارهٔ ۷۲۴دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار هم←شمارهٔ ۷۲۵دل ز چشم او به نازی مست شد بی خویش هم←شمارهٔ ۷۲۶دل گرفت از بتان به رویم←شمارهٔ ۷۲۷دل نیست به دستم بر دلبر چه فرستم←شمارهٔ ۷۲۸دوش آرزونی شکسته بودم←شمارهٔ ۷۲۹دوش با خود ترانه میگفتم←شمارهٔ ۷۳۰دوش بی روی تو روی از خون دل برداشتم←شمارهٔ ۷۳۱رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم←شمارهٔ ۷۳۲رخ بپوشید و جگر میسوزدم←شمارهٔ ۷۳۳رخت رشک قمر گفتیم گفتیم←شمارهٔ ۷۳۴رفت از دست من آن زیبا نگاری چون کنم←شمارهٔ ۷۳۵روز عید است و من امروز بر آن در میرم←شمارهٔ ۷۳۶روز نشاطست و عیش باده بیارید و جام←شمارهٔ ۷۳۷روز و شب از غم عشق تو در اندیشه درم←شمارهٔ ۷۳۸رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم←شمارهٔ ۷۳۹ز ابرویت به محراب نیازم←شمارهٔ ۷۴۰زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم←شمارهٔ ۷۴۱ساقی بیار شیشه می تا به هم خوریم←شمارهٔ ۷۴۲سالها شد که در تک و پوییم←شمارهٔ ۷۴۳سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم←شمارهٔ ۷۴۴سر بر در توأم بنگر سربلندیم←شمارهٔ ۷۴۵سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارم←شمارهٔ ۷۴۶سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم←شمارهٔ ۷۴۷شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم←شمارهٔ ۷۴۸شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام←شمارهٔ ۷۴۹شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم←شمارهٔ ۷۵۰شوخ چشمیم کشد دل که کشد از نازم←شمارهٔ ۷۵۱صحبت عاشق و حبیب بهم←شمارهٔ ۷۵۲صحبت یارِ بهشتیست پُر از ناز و نعیم←شمارهٔ ۷۵۳صد جان ز لبت به وام گیرم←شمارهٔ ۷۵۴صفت زلف کجت راست نباید به قلم←شمارهٔ ۷۵۵عشق تو داغ بندگی باز کشیده بر دلم←شمارهٔ ۷۵۶عمریست کز دیار تو محروم مانده ایم←شمارهٔ ۷۵۷عمریست که از خلوته در میکده مسئوریم←شمارهٔ ۷۵۸عید می آید و وقتست که در مه نگریم←شمارهٔ ۷۵۹غم دوست من مغتنم میشمارم←شمارهٔ ۷۶۰قدحی بیار ساقی که ز توبه شرمسارم←