شعر را زندگی کن
کلیم

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۴۱شکوه درد ترا کی پیش درمان می‌کنیم←غزل شمارهٔ ۴۴۲منکه دور از وطنم عیش تمنا نکنم←غزل شمارهٔ ۴۴۳زحرف شکوه ایام لب چنان بستم←غزل شمارهٔ ۴۴۴از ثبات عشق دایم پا بدامن داشتم←غزل شمارهٔ ۴۴۵بی‌دماغم دست رد بر وصل جانان می‌نهم←غزل شمارهٔ ۴۴۶بسکه می پیچد صدای ناله دل در برم←غزل شمارهٔ ۴۴۷عمری‌ست که یک مستی سرشار ندیدم←غزل شمارهٔ ۴۴۸فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیم←غزل شمارهٔ ۴۴۹باغبان بیمهر و ما در اصل نخل بی بریم←غزل شمارهٔ ۴۵۰گه گهر گه شرر از دیده تر یافته ام←غزل شمارهٔ ۴۵۱ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم←غزل شمارهٔ ۴۵۲هم جفای دوستان هم جور دشمن می‌کشم←غزل شمارهٔ ۴۵۳همتی کو که دل از عیش جهان بردارم←غزل شمارهٔ ۴۵۴چون دف تر ناله از بیداد کمتر می‌کنم←غزل شمارهٔ ۴۵۵همه پاکان بحر و بر دیدم←غزل شمارهٔ ۴۵۶بدام عشق تو بیدانه مبتلا شده ام←غزل شمارهٔ ۴۵۷بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم←غزل شمارهٔ ۴۵۸دل را از آن دو طره پرفن گرفته ام←غزل شمارهٔ ۴۵۹در دستگاه محتشمان پا نمی خوریم←غزل شمارهٔ ۴۶۰از دست دهر محنت بسیار می کشم←غزل شمارهٔ ۴۶۱بر رگ دل گاه ناخن گاه نشتر می زنم←غزل شمارهٔ ۴۶۲ - در مدح شاه‌جهانبر شکال دولت آبادست و ما بی‌باده‌ایم←غزل شمارهٔ ۴۶۳بروی ساغر می ماه عید را دیدم←غزل شمارهٔ ۴۶۴کو همتی که از همه قطع نظر کنیم←غزل شمارهٔ ۴۶۵غم مسکن و فکر مأوا ندارم←غزل شمارهٔ ۴۶۶پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایم←غزل شمارهٔ ۴۶۷باز عید آمد بغل گیری مینا می‌کنم←غزل شمارهٔ ۴۶۸ - در مدح شاه‌جهانز سوز عشق چه هنگامه فغان بندیم←غزل شمارهٔ ۴۶۹جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستم←غزل شمارهٔ ۴۷۰نه بی‌دردی‌ست گر چاک گریبان را رفو کردم←غزل شمارهٔ ۴۷۱روز و شب از بس که محو آن میان گردیده‌ام←غزل شمارهٔ ۴۷۲همچو عینک سر نگردد راست از پشت غمم←غزل شمارهٔ ۴۷۳خوش آن غیرت که بی‌خود جانب دلدار می‌رفتم←غزل شمارهٔ ۴۷۴از در محرومی استمداد همت کرده ایم←غزل شمارهٔ ۴۷۵باین دماغ که از سایه اجتناب کنیم←غزل شمارهٔ ۴۷۶جان کاهدم چو حق سخن را ادا کنم←غزل شمارهٔ ۴۷۷موشکافی‌ها در آن اندام زیبا کرده‌ام←غزل شمارهٔ ۴۷۸آوردم از مو قلم چون شرح ضعف تن کنم←غزل شمارهٔ ۴۷۹نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام←غزل شمارهٔ ۴۸۰در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth