شعر را زندگی کن
کلیم

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۰۱دیده را کردی سفید، از انتظار ما مپرس←غزل شمارهٔ ۴۰۲دوش در بزم تو دیدم ز دل خود سر خویش←غزل شمارهٔ ۴۰۳اگرچه از مژه روبم غبار رهگذرش←غزل شمارهٔ ۴۰۴که دل بر جا تواند داشت پیش چشم شهلایش؟←غزل شمارهٔ ۴۰۵نهد مرهم به زخم شانه جعد زلف غمخوارش←غزل شمارهٔ ۴۰۶می کنی ای شیخ یاد از رخنه های دین خویش←غزل شمارهٔ ۴۰۷نبود عجب که باشد سرگشته صدهزارش←غزل شمارهٔ ۴۰۸دلا ز رنگ تلون کشیده دامن باش←غزل شمارهٔ ۴۰۹بروی مرهم مرهم نهیم بر دل ریش←غزل شمارهٔ ۴۱۰در مصاف عافیت لرزان تر از سیماب باش←غزل شمارهٔ ۴۱۱بخانه چند نشینی سری ببستان کش←غزل شمارهٔ ۴۱۲اگر چه هست مرا بیتو داغ بر سر داغ←غزل شمارهٔ ۴۱۳آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف←غزل شمارهٔ ۴۱۴خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل←غزل شمارهٔ ۴۱۵امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم←غزل شمارهٔ ۴۱۶بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم←غزل شمارهٔ ۴۱۷جذبه‌ای خواهم که از خود نیز روگردان شوم←غزل شمارهٔ ۴۱۸دورم از فتنه که در سایه‌ی مژگان توام←غزل شمارهٔ ۴۱۹ز سعی بخت مرادی روا نمی‌خواهم←غزل شمارهٔ ۴۲۰نمیرم تا براهت برنمی آید تمنایم←غزل شمارهٔ ۴۲۱ز ناتوانی خود اینقدر خبر دارم←غزل شمارهٔ ۴۲۲هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام←غزل شمارهٔ ۴۲۳اشک غمازست خون در گریه داخل کرده‌ام←غزل شمارهٔ ۴۲۴تا من از صیقل می آینه روشن کردم←غزل شمارهٔ ۴۲۵چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم←غزل شمارهٔ ۴۲۶خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم←غزل شمارهٔ ۴۲۷با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم←غزل شمارهٔ ۴۲۸به دور خویش ز مینا حصار می‌خواهم←غزل شمارهٔ ۴۲۹بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم←غزل شمارهٔ ۴۳۰آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم←غزل شمارهٔ ۴۳۱دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم←غزل شمارهٔ ۴۳۲بس‌که از بار غم دهر گران‌بار شدم←غزل شمارهٔ ۴۳۳آن سالکم که با خضر هرچند هم نشینم←غزل شمارهٔ ۴۳۴دل شاد از آنم که دل شاد ندارم←غزل شمارهٔ ۴۳۵با که گویم آنچه زان نخل تمنا دیده‌ام←غزل شمارهٔ ۴۳۶بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم←غزل شمارهٔ ۴۳۷نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده‌ام←غزل شمارهٔ ۴۳۸تا ز خواب مستی غفلت سری برداشتم←غزل شمارهٔ ۴۳۹دوش در خواب چو آن طره پیچان دیدم←غزل شمارهٔ ۴۴۰جنس کساد چار سوی ناروائیم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth