→ دیوان اشعاراوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۰۱باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی←غزل شمارهٔ ۸۰۲جهد بکن تا که به جایی رسی←غزل شمارهٔ ۸۰۳تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟←غزل شمارهٔ ۸۰۴بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی←غزل شمارهٔ ۸۰۵ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی←غزل شمارهٔ ۸۰۶سنت آنست که خاک کف پایش باشی←غزل شمارهٔ ۸۰۷حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی←غزل شمارهٔ ۸۰۸نه پیمان بستهای با من؟ که در پیمان من باشی←غزل شمارهٔ ۸۰۹بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی←غزل شمارهٔ ۸۱۰گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی←غزل شمارهٔ ۸۱۱ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی←غزل شمارهٔ ۸۱۲بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟←غزل شمارهٔ ۸۱۳جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟←غزل شمارهٔ ۸۱۴با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی←غزل شمارهٔ ۸۱۵گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟←غزل شمارهٔ ۸۱۶این دل پر هوش ما با همه فرزانگی←غزل شمارهٔ ۸۱۷نه بیگانهای، ای بت خانگی←غزل شمارهٔ ۸۱۸از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی←غزل شمارهٔ ۸۱۹ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی←غزل شمارهٔ ۸۲۰سرم بیدولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟←غزل شمارهٔ ۸۲۱آن خان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی←غزل شمارهٔ ۸۲۲زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی←غزل شمارهٔ ۸۲۳ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی←غزل شمارهٔ ۸۲۴ای داده بر وی تو قمر داو تمامی←غزل شمارهٔ ۸۲۵به خرابات گذارم ندهند از خامی←غزل شمارهٔ ۸۲۶شاد گردم که هر به ایامی←غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی←غزل شمارهٔ ۸۲۸مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی←غزل شمارهٔ ۸۲۹اگر هزار یکی زان جمال داشتمی←غزل شمارهٔ ۸۳۰دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی←غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی←غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی←غزل شمارهٔ ۸۳۳سر بگذرانم از سر گردون به گردنی←غزل شمارهٔ ۸۳۴ای هر سر مویت را رویی به پریشانی←غزل شمارهٔ ۸۳۵باز دوشم ز راه مهمانی←غزل شمارهٔ ۸۳۶تو ز آه من ار هراسانی←غزل شمارهٔ ۸۳۷چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟←غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی←غزل شمارهٔ ۸۳۹ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟←غزل شمارهٔ ۸۴۰کاکل آن پسر ز پیشانی←