→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را←شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا←شمارهٔ ۸۳ای گنجها ز گوهر یاد تو سینهها←شمارهٔ ۸۴افزود عشق قدر دل دردناک را←شمارهٔ ۸۵رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا←شمارهٔ ۸۶چوب قفس نخست زخس می کنیم ما←شمارهٔ ۸۷به پیری نشد چاره گردن کشان را←شمارهٔ ۸۸لایق نبود کینهٔ چرخ اهل صفا را←شمارهٔ ۸۹ز زلف و کاکلت ای نازنین گره بگشا←شمارهٔ ۹۰چه چاره است دل سر زدیده بر زده را←شمارهٔ ۹۱غم بود چاره حریف به غم آموخته را←شمارهٔ ۹۲بی درد بر کنار مریز آب دیده را←شمارهٔ ۹۳گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را←شمارهٔ ۹۴برد یاد او دل غم پیشه را←شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما←شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا←شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را←شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا←شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را←شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را←شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا←شمارهٔ ۱۰۲همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا←شمارهٔ ۱۰۳نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را←شمارهٔ ۱۰۴از عکس تو شد گرم طپش تا دل دریا←شمارهٔ ۱۰۵چشم او آشیانهٔ دل ما←شمارهٔ ۱۰۶به عرش عزتم جا داده است اقبال خواریها←شمارهٔ ۱۰۷به نیروی محبت در کنار آرم میانش را←شمارهٔ ۱۰۸آهم گشود تا پر پرواز در هوا←شمارهٔ ۱۰۹ز دست درد مجنونمشربان را در بیابانها←شمارهٔ ۱۱۰آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما←شمارهٔ ۱۱۱مگر بگذشت دل آزرده ای با درد ازین صحرا←شمارهٔ ۱۱۲اینقدر در کشتن من سخت استادن چرا←شمارهٔ ۱۱۳قضا چون باعث ایجاد شد آب و گل ما را←شمارهٔ ۱۱۴می دهد طرز نگاهت یاد می نوشی مرا←شمارهٔ ۱۱۵ترسم که خراشد تن نازک بدنم را←شمارهٔ ۱۱۶سخت پر شد در غم عشقت تن محزون ما←شمارهٔ ۱۱۷ساخت هر کس از توکل تکیه گاه خویش را←شمارهٔ ۱۱۸دارد همیشه عشق سخن ناتوان مرا←شمارهٔ ۱۱۹از ترک آرزو بفزاید کمال ما←شمارهٔ ۱۲۰بی طلب آورد مستی دوش دلدار مرا←