→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱آن گل چو شمع بر من مدهوش میزند←شمارهٔ ۵۶۲ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زند←شمارهٔ ۵۶۳عاشق دلریش را زخم تو مرهم دهد←شمارهٔ ۵۶۴چشمه نوش نوخطان مهر گیابر آورد←شمارهٔ ۵۶۵وجود ما زغمت تا عدم نخواهد شد←شمارهٔ ۵۶۶در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند←شمارهٔ ۵۶۷سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد←شمارهٔ ۵۶۸مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود←شمارهٔ ۵۶۹چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود←شمارهٔ ۵۷۰شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود←شمارهٔ ۵۷۱کس عشوه خونخواری او را نشناسد←شمارهٔ ۵۷۲گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد←شمارهٔ ۵۷۳جان هلاک از شوق و یار از دیه ما میرود←شمارهٔ ۵۷۴در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند←شمارهٔ ۵۷۵چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند←شمارهٔ ۵۷۶زلف قلابش ز کف دلها چو ماهی میبرد←شمارهٔ ۵۷۷گرسنه شرح زخمت گوید گنه ندارد←شمارهٔ ۵۷۸فلک که مشعل مهرش زبام میسوزد←شمارهٔ ۵۷۹روی نیاز ما همه دم بر زمین بود←شمارهٔ ۵۸۰کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود←شمارهٔ ۵۸۱روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود←شمارهٔ ۵۸۲بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد←شمارهٔ ۵۸۳شام غم دلخستگان را بیتو جان بر لب رسد←شمارهٔ ۵۸۴از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود←شمارهٔ ۵۸۵امید وصالت فرح جان حزین بود←شمارهٔ ۵۸۶عمرم بآه و ناله و فریاد می رود←شمارهٔ ۵۸۷ای کرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود←شمارهٔ ۵۸۸کی سگت از استخوان من شکار من شود←شمارهٔ ۵۸۹نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد←شمارهٔ ۵۹۰یارم به چوگان باختن چون رو به میدان مینهد←شمارهٔ ۵۹۱افغان که درد ما بدوا کم نمی شود←شمارهٔ ۵۹۲چو غنچه گرچه لبت مهر بر دهان دارد←شمارهٔ ۵۹۳تا من از مادر نزادم غم که زاینده شد←شمارهٔ ۵۹۴چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد←شمارهٔ ۵۹۵با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود←شمارهٔ ۵۹۶بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد←شمارهٔ ۵۹۷شانه میخواهم که دم زان کاکل پُرخم زند←شمارهٔ ۵۹۸عیب دلم کند آن کز دل خبر ندارد←شمارهٔ ۵۹۹عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد←شمارهٔ ۶۰۰تا یوسفش چاکی چو گل در جیب پیراهن نشد←