→ دیوان اشعارطبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب میافتد←شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینهام خنجر زند←شمارهٔ ۴۳برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند←شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد میکند←شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند←شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد←شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساختهاند←شمارهٔ ۴۸گلهام از تو مپندار که از دل برود←شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد←شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید←شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند←شمارهٔ ۵۲دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد←شمارهٔ ۵۳از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد←شمارهٔ ۵۴مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند←شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد←شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمیرسد←شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند←شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود←شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند←شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گلعذاران این کنند؟←شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد←شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد←شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خونفشان گردد←شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد←شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر میکشد←شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید←شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد←شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه میکند←شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند←شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد←شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند←شمارهٔ ۷۲گرنه گل نالهای از مرغ چمن گوش کند←شمارهٔ ۷۳تا قیامت دمد از خاک من خون آلود←شمارهٔ ۷۴آنان که در طلب به پی دل نمیرسند←شمارهٔ ۷۵من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمیآید←شمارهٔ ۷۶فریاد من به چرخ نه هردم نمیرسد←شمارهٔ ۷۷نه همین زآتش عشقت دل ما میسوزد←شمارهٔ ۷۸مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند←شمارهٔ ۷۹در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد←شمارهٔ ۸۰از آن آهم ز دل مشکل برآید←