→ دیوان اشعارطبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱کدام شب که فغانم به آسمان نرسد←شمارهٔ ۸۲زبامی چو بینم که ماهی برآید←شمارهٔ ۸۳مرا کام دل گر ز یاری برآید←شمارهٔ ۸۴میرود از خویش دل چون دیده حیران میشود←شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود←شمارهٔ ۸۶هرگز به یاد ما زر و گوهر نمیرسد←شمارهٔ ۸۷گفتی از جور فراقت چه به من میگذرد←شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار←شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر←شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز←شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز←شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمیگردد به راحت مهربان هرگز←شمارهٔ ۹۳صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز←شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس←شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟←شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش←شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که میگردد گرفتارش←شمارهٔ ۹۸به من آن بیوفا یارب که بادا خاطر شادش←شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش←شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف←شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک←شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل←شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم←شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام←شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم←شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم←شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم←شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد میکنم←شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم←شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم←شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم←شمارهٔ ۱۱۲بیتو خود را بس که از تاب و توان انداختم←شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شدهام←شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم←شمارهٔ ۱۱۵گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم←شمارهٔ ۱۱۶بهتر آنست که پا از سر بازار کشم←شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم←شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم←شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم←شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم←