شعر را زندگی کن
→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱همین نه حسن رخش گل به نوبهار نداشت←شمارهٔ ۸۲خال لب تو شاهد داغ دل من است←شمارهٔ ۸۳تا ز حرفِ آن گلِ رو نامه بوی گل گرفت←شمارهٔ ۸۴باز عشق تازه‌ای برق قرارم گشته است←شمارهٔ ۸۵آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست←شمارهٔ ۸۶تو را که نرگس پرکار نکته پرداز است←شمارهٔ ۸۷مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست←شمارهٔ ۸۸هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است←شمارهٔ ۸۹بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ←شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست←شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت←شمارهٔ ۹۲رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست←شمارهٔ ۹۳دُری که در صدف گوش آن جفا گوش است←شمارهٔ ۹۴رنگینی خیال تو از پافشردن است←شمارهٔ ۹۵ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است←شمارهٔ ۹۶راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست←شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است←شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است←شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست←شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است←شمارهٔ ۱۰۱بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است←شمارهٔ ۱۰۲هر که را خون جگر نعمت الوانش نیست←شمارهٔ ۱۰۳سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است←شمارهٔ ۱۰۴ناله‌ام تا نُه فلک را حلقه‌ی دف کرده است←شمارهٔ ۱۰۵غنچه بی لعلت به گلشن برگ خندیدن نداشت←شمارهٔ ۱۰۶از نشأه‌ی جور تو دلم مست مدام است←شمارهٔ ۱۰۷تا عذارش نقش آن خطّ زمرّد رنگ بست←شمارهٔ ۱۰۸تا دلم مست رنگ و بوی گل است←شمارهٔ ۱۰۹رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوست←شمارهٔ ۱۱۰میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست←شمارهٔ ۱۱۱حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است←شمارهٔ ۱۱۲خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست←شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست←شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست←شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است←شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است←شمارهٔ ۱۱۷نور چون مهر پرده‌دار من است←شمارهٔ ۱۱۸در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت←شمارهٔ ۱۱۹غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس است←شمارهٔ ۱۲۰تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth