→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۲۹۶۱بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی دارد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۲فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۳دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۴به ذوق آشتی از دوستان رنجیدنی دارد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۵بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۶به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۶۷مکن بر نفس رحمت با تو چون راه جفا گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۶۸سبکسیر توکل کی پی هر رهنما گیرد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۶۹زدیدار تو از یوسف زلیخا مهر برگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۰به حسن نقش از ان نقاش هر کس چشم برگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۱زبیتابان کجا آن مست بی پروا خبر گیرد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۷۲زبی مغزی هواجویی که دنبال هوس گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۳دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۷۴زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۷۵حدیث تلخ را جاهل شراب ناب می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۶به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۷سخن رنگ اثر از سینه افگار می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۸چو شاهین بر سر دست آن شکار انداز می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۷۹دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۰شعور از زاهد خشک آن لب می نوش می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۱ز خون خویش تیغ دشمن من رنگ میگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۲اگرچه رنگ میگیرد ز مه هرجا بود سیبی←غزل شمارهٔ ۲۹۸۳به ابرام آن که از دنیاپرستان کام می گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۴غباری از بیابان جنون بالا نمی گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۵علایق دامن آزاده ما را نمی گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۶تن آسانی عنان زندگانی را نمی گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۷زآه و دود عاشق حسن را کلفت نمیگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۸فسون صبر در دلهای پرخون در نمیگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۸۹کس از زلف پریشان خونبهای دل نمی گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۰دل آزاده را هرگز غم عالم نمیگیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۱زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۲چه دارد عالم فانی که استغنا توانم زد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۹۳اگرچه خاکسارم بر جهان پا می توانم زد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۴به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۵جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟←غزل شمارهٔ ۲۹۹۶شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۷زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۸شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد←غزل شمارهٔ ۲۹۹۹زخود هر کس که بیرون رفت کی با همرهان سازد؟←غزل شمارهٔ ۳۰۰۰به رغبت با خم زلفش دل بیتاب میسازد←