→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۳۰۰۱مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب میسازد؟←غزل شمارهٔ ۳۰۰۲محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۳محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۴چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش←غزل شمارهٔ ۳۰۰۵جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۶چراغ حسن را دامان خط مستور میسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۷نمک داغ مرا چون مرهم کافور میسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۸برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۰۹دل خام مرا رخسار آتشناک میسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۰غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۱زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۲لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۳فرنگیطلعتی کز دین مرا بیگانه میسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۴به داغی عشق کار مردم دیوانه میسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۵خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۶سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمیسازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۷زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۸دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد←غزل شمارهٔ ۳۰۱۹مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۰قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۱به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۲مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۳دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۴سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۵اگرچه شمع کافوری خرد در خانه میسوزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خمار می مرا در گوشه میخانه میسوزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۷کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟←غزل شمارهٔ ۳۰۲۸مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۲۹غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟←غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟←غزل شمارهٔ ۳۰۳۲به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۴زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۵مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۶خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۷مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۸به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۳۹نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد←غزل شمارهٔ ۳۰۴۰کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟←