شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو←شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو←شمارهٔ ۸۸۳بس که چین دارد خم ابروی او←شمارهٔ ۸۸۴بسته کمر کینم، از قبضه کمان او←شمارهٔ ۸۸۵نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو←شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه←شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه←شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره←شمارهٔ ۸۸۹ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه←شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه←شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته←شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه←شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه←شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده←شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه←شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده←شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه←شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه←شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه←شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه←شمارهٔ ۹۰۱سحر زان شمع باشد تاب خورده←شمارهٔ ۹۰۲یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه←شمارهٔ ۹۰۳ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته←شمارهٔ ۹۰۴چه غم ز حادثه آن را که شد شراب زده←شمارهٔ ۹۰۵ما و دل دیگر به کوی تندخوی تازه‌ای←شمارهٔ ۹۰۶در چمن ای بلبل از برگ و نوا افتاده‌ای←شمارهٔ ۹۰۷به چهره خنده به گل‌های باصفا زده‌ای←شمارهٔ ۹۰۸خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد می‌دادی←شمارهٔ ۹۰۹دل درین بادیه سویی دود و من سویی←شمارهٔ ۹۱۰چون نگه دارد مرا زنجیر زلف سنبلی؟←شمارهٔ ۹۱۱ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنی←شمارهٔ ۹۱۲شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی←شمارهٔ ۹۱۳بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری←شمارهٔ ۹۱۴درین ره ای خضر از خار پا نمی‌میری←شمارهٔ ۹۱۵مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی←شمارهٔ ۹۱۶چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی←شمارهٔ ۹۱۷چمن ز لاله برافروخت شمع زیبایی←شمارهٔ ۹۱۸جامه ی قد اوست زیبایی←شمارهٔ ۹۱۹من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی←شمارهٔ ۹۲۰در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth