→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۴۱از دو جانب سرگرانی را تحمل میکنیم←شمارهٔ ۸۴۲ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم←شمارهٔ ۸۴۳ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم←شمارهٔ ۸۴۴هرکه افتاد ز پا، خاکنشین من بودم←شمارهٔ ۸۴۵تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم←شمارهٔ ۸۴۶اختیار گوشه درمان است، همت میکنم←شمارهٔ ۸۴۷گه مستم و گاه در خمارم←شمارهٔ ۸۴۸نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن←شمارهٔ ۸۴۹دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن←شمارهٔ ۸۵۰تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین←شمارهٔ ۸۵۱مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن←شمارهٔ ۸۵۲ترک من کز بزم می گلرنگ میآید برون←شمارهٔ ۸۵۳سرم از داغ سودا، باغ زاغان←شمارهٔ ۸۵۴نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان←شمارهٔ ۸۵۵فصل گل شد، نالهٔ عیشی ز بلبل قرض کن←شمارهٔ ۸۵۶چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این←شمارهٔ ۸۵۷از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران←شمارهٔ ۸۵۸دشمن خود گر نهای، ما را به خود دشمن مکن←شمارهٔ ۸۵۹زهی بر چهره خطت سایهٔ جان←شمارهٔ ۸۶۰ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین←شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان←شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن←شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان←شمارهٔ ۸۶۴آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن←شمارهٔ ۸۶۵عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن←شمارهٔ ۸۶۶ساقی ز کار من گره توبه باز کن←شمارهٔ ۸۶۷زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین←شمارهٔ ۸۶۸رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن←شمارهٔ ۸۶۹زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنون←شمارهٔ ۸۷۰خاطر من نشکفد از وصل یار خویشتن←شمارهٔ ۸۷۱صفای گلشن کشمیر را تماشا کن←شمارهٔ ۸۷۲ز دست ساقی، تا کی پیاله نوشیدن؟←شمارهٔ ۸۷۳بهار شد که رود هرکسی به راه چمن←شمارهٔ ۸۷۴در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون←شمارهٔ ۸۷۵ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن←شمارهٔ ۸۷۶ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من←شمارهٔ ۸۷۷از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن←شمارهٔ ۸۷۸بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن←شمارهٔ ۸۷۹من راز جهانم، بود افسانه به از من←شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بیتو←