→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت←شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست←شمارهٔ ۲۸۳خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است←شمارهٔ ۲۸۴به آب و تاب حسنش عشقباز است←شمارهٔ ۲۸۵تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است←شمارهٔ ۲۸۶رفتن از خویش به یادش سفر مردان است←شمارهٔ ۲۸۷چرخ خاکستری از آتش سودای من است←شمارهٔ ۲۸۸شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست←شمارهٔ ۲۸۹از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشت←شمارهٔ ۲۹۰چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟←شمارهٔ ۲۹۱فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست←شمارهٔ ۲۹۲از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست←شمارهٔ ۲۹۳دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است←شمارهٔ ۲۹۴جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت←شمارهٔ ۲۹۵همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست←شمارهٔ ۲۹۶با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت←شمارهٔ ۲۹۷در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود←شمارهٔ ۲۹۸شکرین لعل او مکیدهٔ ماست←شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است←شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است←شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است←شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست←شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است←شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است←شمارهٔ ۳۰۵مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است←شمارهٔ ۳۰۶عالم آب است جام می زدست ما شکست←شمارهٔ ۳۰۷آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است←شمارهٔ ۳۰۸سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست←شمارهٔ ۳۰۹دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است←شمارهٔ ۳۱۰دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است←شمارهٔ ۳۱۱دل گرفتار است تا گردآور سیم و زر است←شمارهٔ ۳۱۲دلم چو کام هوس زان دو ناب گرفت←شمارهٔ ۳۱۳بر آفتاب عارض او خال مشکبوست←شمارهٔ ۳۱۴پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است←شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است←شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست←شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است←شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است←شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است←شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف←