شعر را زندگی کن
→ نورس دماوندینورس دماوندی
نورس دماوندی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش←شمارهٔ ۳۲۲ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش←شمارهٔ ۳۲۳ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص←شمارهٔ ۳۲۴شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص←شمارهٔ ۳۲۵ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیض←شمارهٔ ۳۲۶نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط←شمارهٔ ۳۲۷از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ←شمارهٔ ۳۲۸از اشک و آه شرح دهد داستان شمع←شمارهٔ ۳۲۹ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع←شمارهٔ ۳۳۰در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ←شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ←شمارهٔ ۳۳۲گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف←شمارهٔ ۳۳۳موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف←شمارهٔ ۳۳۴حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق←شمارهٔ ۳۳۵در این چمن نکند هر که اختیار تعلق←شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق←شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق←شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق←شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک←شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک←شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک←شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ←شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ←شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ←شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ←شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ←شمارهٔ ۳۴۷رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال←شمارهٔ ۳۴۸تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال←شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل←شمارهٔ ۳۵۰مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل←شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل←شمارهٔ ۳۵۲بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل←شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل←شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم←شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام←شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم←شمارهٔ ۳۵۷کشته ی اشک بسمل نازم←شمارهٔ ۳۵۸ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم←شمارهٔ ۳۵۹گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم←شمارهٔ ۳۶۰به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth