شعر را زندگی کن
صائب

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۴۱۶۱داغ از حرارت جگرم داد می‌زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۲گلزار جوش حسن خداداد می‌زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ابر بهار سینه به گلزار می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۴عاشق که حرف عشق به اغیار می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۵فال وصال او دل رنجور می‌زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۶خط تو راه دین ودل وهوش می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۷یاقوت با لب تودم از رنگ می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۸زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۶۹زینسان که شیشه خنده مستانه می زند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۲بی حاصلی که تربیت بید می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۳مخمور را نگاه تو سرشار می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۴از دور باش کی حذر اغیار می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۵مست است وخنده بر من مهجور می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۶پیمانه چاره سر پرشور می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۷تقدیر قطع رشته تدبیر می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۸۸بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب←غزل شمارهٔ ۴۱۸۹عاشق کجا به شکوه دهن باز می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۰از نسبت عذار تو گل ناز می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۱هر غافلی که خنده به آواز می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۲نازش کسی که بر پدر خویش می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۳هردم نه بی‌سبب دل ما رقص می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۴با مردم آنچه شعله ادراک می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۵جان رمیده جسم گران را چه می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۶با خاطر گرفته کدورت چه می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۷حیران عشق او زر وگوهر چه می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۸از کف عنان گذاشته منزل چه می کند←غزل شمارهٔ ۴۱۹۹تیغ زبان به عاشق حیران چه می‌کند←غزل شمارهٔ ۴۲۰۰با عاشقان عداوت گردون چه می کند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth