→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۸۱از صفای دل نباشد حاصلی درویش را←غزل شمارهٔ ۸۲صرفِ بیکاری مگردان روزگارِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۳غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۴تر به اشکِ تلخ میسازم دِماغِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۵من گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۶من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۷غنچهسان پر گل اگر خواهی دهانِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۸حسن چون آرد به جنگِ دل سپاهِ خویش را←غزل شمارهٔ ۸۹ساختم از قتل نادِم دلربای خویش را←غزل شمارهٔ ۹۰روح پاک من کند پاکیزه گوهر تیغ را←غزل شمارهٔ ۹۱چون کند آن غمزهٔ خونریز عریان تیغ را←غزل شمارهٔ ۹۲کِی نیامِ پوچ میسازد به تمکین تیغ را؟←غزل شمارهٔ ۹۳آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را←غزل شمارهٔ ۹۴از سیهبختی نگردد دیده گریان برق را←غزل شمارهٔ ۹۵ساقیِ محجوب میباید شرابِ عشق را←غزل شمارهٔ ۹۶بر نمی آید مراد از کعبه گل عشق را←غزل شمارهٔ ۹۷مرکزِ خاک است گردون آسمانِ عشق را←غزل شمارهٔ ۹۸نیست ماه و آفتابی آسمانِ عشق را←غزل شمارهٔ ۹۹نیست در دورانِ من میخانه حاجت خلق را←غزل شمارهٔ ۱۰۰با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را←غزل شمارهٔ ۱۰۱ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق را←غزل شمارهٔ ۱۰۲غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را←غزل شمارهٔ ۱۰۳نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را←غزل شمارهٔ ۱۰۴هر تُنُکظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را←غزل شمارهٔ ۱۰۵از بلندی مانع گردش شود افلاک را←غزل شمارهٔ ۱۰۶مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم←غزل شمارهٔ ۱۰۷خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را←غزل شمارهٔ ۱۰۸نعل در آتش نهد دیوانه من سنگ را←غزل شمارهٔ ۱۰۹جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را←غزل شمارهٔ ۱۱۰بی کسی کِی خوار سازد زادهٔ اقبال را؟←غزل شمارهٔ ۱۱۱دامنِ دریایِ خونخوارست بالین سیل را←غزل شمارهٔ ۱۱۲گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را←غزل شمارهٔ ۱۱۳نیست از روی زمین سیری دل خود کام را←غزل شمارهٔ ۱۱۴نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را←غزل شمارهٔ ۱۱۵کردهام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را←غزل شمارهٔ ۱۱۶نیست دلگیری ز دنیا بندهٔ تسلیم را←غزل شمارهٔ ۱۱۷نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۸غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا←غزل شمارهٔ ۱۱۹از نظر یک لحظه دوری نیست محبوب مرا←غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا←