→ حکیم نزاریحکیم نزاری
حکیم نزاری
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱آن را که در فراق صبوری مسلم است←شمارهٔ ۱۶۲هر که را جانیست با جانان ماست←شمارهٔ ۱۶۳ابرِ نیسان دیده ی گریان ماست←شمارهٔ ۱۶۴جهان پرفتنه از جانانهٔ ماست←شمارهٔ ۱۶۵فراق دوستان کاری عظیم است←شمارهٔ ۱۶۶دریغ نیست وجودم که در عذاب الیم است←شمارهٔ ۱۶۷مرا جانانه ای نامهربان است←شمارهٔ ۱۶۸رمضان میرسد اینک دهم شعبان است←شمارهٔ ۱۶۹این تویی کت هوس باغ و سر بستان است←شمارهٔ ۱۷۰به قامت تو که تشویش سرو بستان است←شمارهٔ ۱۷۱مرا به دیدن تو اشتیاق چندان است←شمارهٔ ۱۷۲اگر مفارقت ای دوست بر تو آسان است←شمارهٔ ۱۷۳روزگاریست که در خاطرم آشوب فلان است←شمارهٔ ۱۷۴اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است←شمارهٔ ۱۷۵میان عاشقان سری نهان است←شمارهٔ ۱۷۶بتی فربه سرین لاغر میان است←شمارهٔ ۱۷۷ما را به روی دوست شب تیره روشن است←شمارهٔ ۱۷۸صبر ما از دوستان ناممکن است←شمارهٔ ۱۷۹بده بیار که می مایه ی حیات من است←شمارهٔ ۱۸۰اگر عنایت غم نیستی که یار من است←شمارهٔ ۱۸۱نتیجهای که ز افکارِ نیمجانِ من است←شمارهٔ ۱۸۲گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است←شمارهٔ ۱۸۳شراب خانه ی وحدت که انزوای من است←شمارهٔ ۱۸۴سرّی که در اوصاف و مقامات جنون است←شمارهٔ ۱۸۵گر بدانی لمن الملک این است←شمارهٔ ۱۸۶دلی کآن دل به نور نفس بیناست←شمارهٔ ۱۸۷آنجا همه شیر و انگبین است←شمارهٔ ۱۸۸کنون که قبله ی من روی آن نگارین است←شمارهٔ ۱۸۹بتی لاغر میان فربه سرین است←شمارهٔ ۱۹۰شاد کن جان من که غمگین است←شمارهٔ ۱۹۱شب هجران تباه اندر تباه است←شمارهٔ ۱۹۲می بده که در دادنِ می یاریهاست←شمارهٔ ۱۹۳تشنیعِ خلق برمن ازین خاک ساری است←شمارهٔ ۱۹۴خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست←شمارهٔ ۱۹۵با تو ما را اتّصالِ جانی است←شمارهٔ ۱۹۶عرق چین تو بویی بر صبا بست←شمارهٔ ۱۹۷گر از خیال مرا با تو دوش صورت بست←شمارهٔ ۱۹۸یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توست←شمارهٔ ۱۹۹ای من غلام آنکه غلام غلام توست←شمارهٔ ۲۰۰تو در آ خانه کیا کیست دگر خانهٔ توست←