→ کمال خجندیکمال خجندی
کمال خجندی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱پیوسته ابرویت دل این ناتوان کشد←شمارهٔ ۳۶۲تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکرد←شمارهٔ ۳۶۳تا رخت روشنی دیده نشد←شمارهٔ ۳۶۴ترا رحمی به آن چشمان اگر باشد عجب باشد←شمارهٔ ۳۶۵ناز گلبرگ رخت سنبل تر میریزد←شمارهٔ ۳۶۶تشنه وصل ترا بیتو اگر خواب آمد←شمارهٔ ۳۶۷جانا به نظر قد تو سرو چمن آمد←شمارهٔ ۳۶۸جان را به غیر وصلت خوشدل نمی توان کرد←شمارهٔ ۳۶۹جان و لبش از صبح ازل همنفسانند←شمارهٔ ۳۷۰جمع باش ای دل که این وقت پریشان بگذرد←شمارهٔ ۳۷۱جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید←شمارهٔ ۳۷۲به شیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر←شمارهٔ ۳۷۳چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد←شمارهٔ ۳۷۴چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد←شمارهٔ ۳۷۵چشم تو التفات به مردم نمیکند←شمارهٔ ۳۷۶چشم توام به غمزهٔ خونخوار میکشد←شمارهٔ ۳۷۷چشم تو که آرام دل خلق جهان برد←شمارهٔ ۳۷۸چشم خوشت آندم که سر از خواب برآورد←شمارهٔ ۳۷۹چشم شوخت دل عاشق به هوس میگیرد←شمارهٔ ۳۸۰چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد←شمارهٔ ۳۸۱چشمش را عقل و مبه و جان زد←شمارهٔ ۳۸۲چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآورد←شمارهٔ ۳۸۳چو آن شاخ گل از بستان بر آمد←شمارهٔ ۳۸۴چو بار زیستن اهل درد نپسندید←شمارهٔ ۳۸۵چه کم شود ز تو ای مه که برمنت گذر افتد←شمارهٔ ۳۸۶حدیث حسن او چون گل به دفتر درنمیگنجد←شمارهٔ ۳۸۷حلقه پیش رخ از طره آن به واشد←شمارهٔ ۳۸۸خانه دیده ز دیدار تو روشن باشد←شمارهٔ ۳۸۹خبری ز هیچ قاصد زه دیار من نیامد←شمارهٔ ۳۹۰خط تر گرد لبه عمدا نباشد←شمارهٔ ۳۹۱خوشا غمی که برویم ز روی او آید←شمارهٔ ۳۹۲در راه عشق هر که بمن اقتدا کند←شمارهٔ ۳۹۳در صحبت دوست جان نگنجد←شمارهٔ ۳۹۴در عشق تو ترک سر چه باشد←شمارهٔ ۳۹۵در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد←شمارهٔ ۳۹۶دزد دلهاست سر زلف تو زانش بستند←شمارهٔ ۳۹۷دگر گفتی نجویم بر تو بیداد←شمارهٔ ۳۹۸دلبرا چشم خوشت آفت مستان آمد←شمارهٔ ۳۹۹دلبر چه زود خط به رخ دلستان کشید←شمارهٔ ۴۰۰دل چراغیست که نور از رخ دلبر گیرد←