→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱دمی که آن گل خندان به قصد خون منست←شمارهٔ ۱۲۲ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منست←شمارهٔ ۱۲۳خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست←شمارهٔ ۱۲۴ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست←شمارهٔ ۱۲۵عاشقان را دم گرم و نفس سرد بس است←شمارهٔ ۱۲۶عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرّمست←شمارهٔ ۱۲۷چمن ز سایهٔ سروت چو گلشن ارمست←شمارهٔ ۱۲۸در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست←شمارهٔ ۱۲۹چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست←شمارهٔ ۱۳۰آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت←شمارهٔ ۱۳۱خود رای من بخلوت رازت پناه چیست←شمارهٔ ۱۳۲بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست←شمارهٔ ۱۳۳غمی دارم ازو سودم همینست←شمارهٔ ۱۳۴آه ازین ناز و دلبری که تراست←شمارهٔ ۱۳۵دوش آه من سر راهش برسم داد بست←شمارهٔ ۱۳۶از گلم گلها شکفت و از مزارم لاله خاست←شمارهٔ ۱۳۷خورشید من که رخش جفا گرم داشتست←شمارهٔ ۱۳۸باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست←شمارهٔ ۱۳۹اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست←شمارهٔ ۱۴۰دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست←شمارهٔ ۱۴۱با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت←شمارهٔ ۱۴۲هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست←شمارهٔ ۱۴۳سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست←شمارهٔ ۱۴۴دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت←شمارهٔ ۱۴۵چشمم نظری در رخ آن دلگسل انداخت←شمارهٔ ۱۴۶یار باید که غم یار خورد یار کجاست←شمارهٔ ۱۴۷روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت←شمارهٔ ۱۴۸باده در جامت مدام از اشک گلگون منست←شمارهٔ ۱۴۹مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست←شمارهٔ ۱۵۰بازم چراغ دل بمی ناب روشنست←شمارهٔ ۱۵۱من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت←شمارهٔ ۱۵۲خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست←شمارهٔ ۱۵۳در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست←شمارهٔ ۱۵۴دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست←شمارهٔ ۱۵۵مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث←شمارهٔ ۱۵۶دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج←شمارهٔ ۱۵۷ای از نظارهٔ تو خجل آفتاب صبح←شمارهٔ ۱۵۸مرغ دلم به حلقهٔ مویی نهاده رخ←شمارهٔ ۱۵۹مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند←شمارهٔ ۱۶۰دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد←