→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱سحر شد و دم تأثیر ناله میگذرد←شمارهٔ ۳۶۲عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند←شمارهٔ ۳۶۳فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد←شمارهٔ ۳۶۴امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود←شمارهٔ ۳۶۵وجودم را غم عشق تو ای بیباک میسوزد←شمارهٔ ۳۶۶به صحرا آن کمانابرو پی نخجیر میآید←شمارهٔ ۳۶۷آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد←شمارهٔ ۳۶۸ماه چون روی او نمی باشد←شمارهٔ ۳۶۹می دو ساله به لب های یار من نرسد←شمارهٔ ۳۷۰ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند←شمارهٔ ۳۷۱حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد←شمارهٔ ۳۷۲آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند←شمارهٔ ۳۷۳در چمن دوش صبا بوی تو سودا میکرد←شمارهٔ ۳۷۴دامان طرب بهار افشاند←شمارهٔ ۳۷۵خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد←شمارهٔ ۳۷۶به غیر کار جفا آسمان نمیداند←شمارهٔ ۳۷۷قاصد، دیگر به تو کم میرسد←شمارهٔ ۳۷۸چشم من ناز توتیا نکشد←شمارهٔ ۳۷۹آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد←شمارهٔ ۳۸۰عشق دلها را به آن زلف چو سنبل میدهد←شمارهٔ ۳۸۱بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند←شمارهٔ ۳۸۲مطلب بجز آزار ز مطلوب نباشد←شمارهٔ ۳۸۳مرا بر حاصل کس نیست امید←شمارهٔ ۳۸۴به من هردم ز روی مهربانی یار میپیچد←شمارهٔ ۳۸۵نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود←شمارهٔ ۳۸۶چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد←شمارهٔ ۳۸۷تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد←شمارهٔ ۳۸۸ز دل غبار به چشم پر آب میآید←شمارهٔ ۳۸۹از دل گله ی ما ره اظهار نداند←شمارهٔ ۳۹۰میخورم خون که حنا آن کف پا میبوسد←شمارهٔ ۳۹۱چو حسن سبز تمنای اهل دید بود←شمارهٔ ۳۹۲گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد←شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا میکشد←شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند←شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمیداند←شمارهٔ ۳۹۶به کوی عشق اسیران به بوی یار روند←شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار میماند←شمارهٔ ۳۹۸بیلب او باده بر طبع ایاغم میخورد←شمارهٔ ۳۹۹شد بهار و شمع با گل آشنایی میکند←شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد←