شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱اشک من گر اینچنین کز دل برون خواهد شدن←شمارهٔ ۴۴۲تازه می سازم ز برق ناله داغ خویشتن←شمارهٔ ۴۴۳چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتن←شمارهٔ ۴۴۴گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون←شمارهٔ ۴۴۵دلم افسرده شد از گردش ارض و سما بیرون←شمارهٔ ۴۴۶یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن←شمارهٔ ۴۴۷تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن←شمارهٔ ۴۴۸ز آتش عشق تو آب شد جگر من←شمارهٔ ۴۴۹به دستم کرد گل تا داغهای آتشین من←شمارهٔ ۴۵۰بپوش از هستی خود چشم و عیش جاودانی کن←شمارهٔ ۴۵۱ای شکر لب وقف ارباب هوس خواهی شدن←شمارهٔ ۴۵۲از دل زارم نفس مأیوس می آید برون←شمارهٔ ۴۵۳به دور خط رخسارت دو چندان گشت آه من←شمارهٔ ۴۵۴از ریاضت نفس را کردم کباب خویشتن←شمارهٔ ۴۵۵جنونم دشت پیما شد کن ای مجنون حذر از من←شمارهٔ ۴۵۶این چه رنگ و رخسار است گلشن جمال است این←شمارهٔ ۴۵۷نمی آیی به بالینم نمی گیری خبر از من←شمارهٔ ۴۵۸خانه ام از روی او امشب چمن خواهد شدن←شمارهٔ ۴۵۹کجا رفتی ز آغوش تماشا ای نگار من←شمارهٔ ۴۶۰تا چراغ انجمن کردن زبان خویشتن←شمارهٔ ۴۶۱تا به او روشن کنم سوز نهان خویشتن←شمارهٔ ۴۶۲ - قطعهفلک رتبه سبحانقلی خان که باشد←شمارهٔ ۴۶۳به دریا کرده ام خو موج آبم می توان گفتن←شمارهٔ ۴۶۴نمی گردد صدای جود از اهل کرم بیرون←شمارهٔ ۴۶۵کرده ام چون غنچه سر در آستین خویشتن←شمارهٔ ۴۶۶کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن←شمارهٔ ۴۶۷اگر یک دم شود خالی ز موج می سبوی من←شمارهٔ ۴۶۸مسجد در آی و تکیه به غیر از خدا مکن←شمارهٔ ۴۶۹از مربی بس که رم خورده دل بدخوی من←شمارهٔ ۴۷۰شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن←شمارهٔ ۴۷۱به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من←شمارهٔ ۴۷۲گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من←شمارهٔ ۴۷۳غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من←شمارهٔ ۴۷۴خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من←شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو←شمارهٔ ۴۷۶خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او←شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو←شمارهٔ ۴۷۸ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو←شمارهٔ ۴۷۹وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو←شمارهٔ ۴۸۰شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth