→ دیوان اشعارفصیحی هروی
فصیحی هروی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱دل از ولایت غم بار بسته میآید←شمارهٔ ۱۲۲دیدی که چو بخت یار برگردید←شمارهٔ ۱۲۳دیده امشب همه شب خواب پریشان میدید←شمارهٔ ۱۲۴کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید←شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید←شمارهٔ ۱۲۶ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار←شمارهٔ ۱۲۷تا نفس داری سراغ کوی آن مهپاره گیر←شمارهٔ ۱۲۸گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر←شمارهٔ ۱۲۹گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز←شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز←شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش←شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش←شمارهٔ ۱۳۳من که افسردهترم از نفس مرغ خموش←شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش←شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش←شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش←شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش←شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غمپرور خویش←شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لالهزار عشق←شمارهٔ ۱۴۰میآید از سیر جگر آهم گلستان در بغل←شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتادهام←شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خوردهام←شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمدهام←شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوشنشین کشور میخانهام←شمارهٔ ۱۴۵چون ابر شب ز آتش تب میگریستم←شمارهٔ ۱۴۶یک گام گر از محمل غم بازپس افتم←شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم←شمارهٔ ۱۴۸درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم←شمارهٔ ۱۴۹چو شبها بستر و بالین دل از ریش میکردم←شمارهٔ ۱۵۰شب که غمهای ترا پردهنشین میکردم←شمارهٔ ۱۵۱پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردم←شمارهٔ ۱۵۲به بوی درد پریشان زلف یار شدم←شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم←شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم←شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن میبرم←شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم←شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم←شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم←شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب میکوشم←شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم←