شعر را زندگی کن
→ بیدل دهلویبیدل دهلوی
بیدل دهلوی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۶۰۱در جنونم موی سر سامان راحت چیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۲بازم به دل نوید صفایی رسیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۳جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۴عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۵واژگونی بسکه با وضعم قرین‌کردیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۶هرکجا دستت برون از آستین‌گردیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۷صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است←غزل شمارهٔ ۶۰۸ای که دنیا و جلالش دیده‌ای خمیازه است←غزل شمارهٔ ۶۰۹تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله است←غزل شمارهٔ ۶۱۰چون سپند آرام جسم دردناکم ناله است←غزل شمارهٔ ۶۱۱بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه است←غزل شمارهٔ ۶۱۲دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه است←غزل شمارهٔ ۶۱۳در آن بساط‌که حسنت دچار آینه است←غزل شمارهٔ ۶۱۴زبس به خلوت حسن توبارآینه است←غزل شمارهٔ ۶۱۵ز نقش پای تو کابینه ‌دار آینه است←غزل شمارهٔ ۶۱۶قید الفت هستی وحشت‌آشیانی‌هاست←غزل شمارهٔ ۶۱۷باز درس خاشاکم سطر شعله‌خوانی‌هاست←غزل شمارهٔ ۶۱۸لاف ما و من یکسر دعوی خدایی‌هاست←غزل شمارهٔ ۶۱۹بیقراریهای چرخ از دست کجرفتاری است←غزل شمارهٔ ۶۲۰لوح‌هستی یک قلم از نقش قدرت عاری است←غزل شمارهٔ ۶۲۱صفای آب به یاد غبار راه‌ کسی است←غزل شمارهٔ ۶۲۲به‌گلزاری‌که حسنت بی‌نقابست←غزل شمارهٔ ۶۲۳در سایه‌ای‌ابرو نگهت مست و خرابست←غزل شمارهٔ ۶۲۴مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بست←غزل شمارهٔ ۶۲۵نفس را الفت دل پیچ و تابست←غزل شمارهٔ ۶۲۶هرسو نگرم دیده به دیدار حجابست←غزل شمارهٔ ۶۲۷هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بست←غزل شمارهٔ ۶۲۸برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بست←غزل شمارهٔ ۶۲۹نقاش ازل تا کمر مو کمران بست←غزل شمارهٔ ۶۳۰همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست←غزل شمارهٔ ۶۳۱کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست←غزل شمارهٔ ۶۳۲نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست←غزل شمارهٔ ۶۳۳مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادست←غزل شمارهٔ ۶۳۴گذاز امن درین انجمن کم افتادست←غزل شمارهٔ ۶۳۵فسون وهم چه مقدار رهزن افتادست←غزل شمارهٔ ۶۳۶بی‌محابا بر من مجنون میفشان پشت دست←غزل شمارهٔ ۶۳۷خم مکن در عرض حاجت تا توانی پشت دست←غزل شمارهٔ ۶۳۸دل ز اوهام غبارآلودست←غزل شمارهٔ ۶۳۹اجابتی ندمید از دعای‌کس به دو دست←غزل شمارهٔ ۶۴۰دل راگشاد کار ز صد عقده برترست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth