→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۵۰۴۱ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۲ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۳در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۴تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۵غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۶غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۷هرجا نمی خرند متاعت گران مباش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۸در محفل که راه بیابی گران مباش←غزل شمارهٔ ۵۰۴۹هردل که داغدار شود از نظاره اش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۰حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۱هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۲گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۳صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۴میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۵گردون که زهر می چکد از روی شکرش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۶از خط نگشته سبز لب روح پرورش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۷شوخی که جلوه گاه بود دیده منش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۸خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش←غزل شمارهٔ ۵۰۵۹هرچند خط باطلم از تار و پود خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۰ازآب بازی مژه اشکبار خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۱درخون نشستم از نفس مشکبار خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۲حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۳پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۴همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۵سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۶چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۷دلدار ماست محو خط مشکفام خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۶۹خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۰از بیقراری دل اندوهگین خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۱از ترک مدعاست دل من به جای خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۲از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۳تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۴حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۵رستم کسی بود که برآید به خوی خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۶سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۷از صحبت افسرده روانان به حذر باش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۸فارغ ز تمنای جهان گذران باش←غزل شمارهٔ ۵۰۷۹چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش←غزل شمارهٔ ۵۰۸۰آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش←