شعر را زندگی کن
سنایی

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ای مقتدای اهل طریقت کلام تو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مرثیهٔ تاج‌الدین ابوبکرای برده عقل ما اجل ناگهان تو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ای تماشاگاه جان‌ها صورت زیبای تو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - دریغاگویی از نااهلی روزگارجهان پر درد می‌بینم دوا کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ای سنایی عاشقی را درد باید درد کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶سر به سر دعویست مردا مرد معنی دار کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷راه دین پیداست لیکن صادق دین‌دار کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸دلی از خلق عالم بی‌غمی کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح بهرامشاهجویندهٔ جان آمده ای عقل زهی کو←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح بهرامشاه پسر مسعود شاهآمد هلال دلها ناگه پدید ناگه←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه مردانشاهدر همه ملک ندید از همهٔ مردان شاه←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - در مراتب مقام انسانای ایزدت را رحمت آفریده←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - موعظه در تهیهٔ توشهٔ آخرتای دل غافل مباش خفته درین مرحله←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - در مدح بهرامشاه پسر مسعود غزنویگر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - در مدح احمد عارف زرگر گوید که به حج رفت از بلخ و حج نیافتای ز عشق دین سوی بیت‌الحرام آورده رای←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ایرانشاهای ز آواز و جمال تو جهان پر طربی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸دلا زین تیرگی زندان اگر روزی رها یابی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ایا مانده بی‌موجب هر مرادی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح بهرامشاهاین چه بود ای جان که ناگه آتش اندر من زدی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح تاج‌الدین ابوالفتح اصفهانیای پدیدار آمده همچون پری با دلبری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفیشیفته کرد مرا هندوکی همچو پری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح بهرامشاهگرد رخت صف زده لشکر دیو و پری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ای دل ار خواهی که یابی رستگاری آن سری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - این قصیدهٔ غرا از زادهٔ سرخس استای سنایی بی کله شو گرت باید سروری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در مدح شرف الملک امیر زنگی محسنبا چشم چو بحرم ز گهر خنده نگاری←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ای سنایی چند لاف از خواجه و مهتر زنی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - دریغا کو مسلمانیمسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱بمیر ای حکیم از چنین زندگانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعیدتا کی این لاف در سخن رانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - توصیف روح در بدنشگفت آید مرا بر دل ازین زندان سلطانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح ابوبکربن محمدای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵از خانه برون رفتم من دوش به نادانی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶زیر دام عشوه تا چند ای سنایی دم زنی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷بیا تا اهل معنی را درین عالم به غم بینی←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی‌؟←قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در جواب شعر فضل بن یحیی و عذرخواهی از رفتن و منع صاعد از آمدنفضل یحیاست بر ضعیف و قوی←قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح بهرامشاهنه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth