→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۰۱دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست←شمارهٔ ۲۰۲آنکه در شور آورد شوریدهحالان را می است←شمارهٔ ۲۰۳دل بی لب او خراب خفته ست←شمارهٔ ۲۰۴کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است←شمارهٔ ۲۰۵دلم ز نسبت روی تو مهربان گل است←شمارهٔ ۲۰۶ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست←شمارهٔ ۲۰۷به گلشن بی تو سروم دود آه است←شمارهٔ ۲۰۸همچو بلبل دلم غمین گل است←شمارهٔ ۲۰۹چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست←شمارهٔ ۲۱۰با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است←شمارهٔ ۲۱۱بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است←شمارهٔ ۲۱۲نارسایی به هنر در همه جا همراه است←شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است←شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است←شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است←شمارهٔ ۲۱۶پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است←شمارهٔ ۲۱۷پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است←شمارهٔ ۲۱۸هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است←شمارهٔ ۲۱۹یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت←شمارهٔ ۲۲۰پی شکستن پیمان بهانه بسیار است←شمارهٔ ۲۲۱به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست←شمارهٔ ۲۲۲صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست←شمارهٔ ۲۲۳کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست←شمارهٔ ۲۲۴خشت کوی میفروشان سر به سر آیینه است←شمارهٔ ۲۲۵شمعیم و زندگانی ما در گداز ماست←شمارهٔ ۲۲۶به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است←شمارهٔ ۲۲۷شعلهای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست←شمارهٔ ۲۲۸هوای تخت ندارد کسی که گوشهنشین است←شمارهٔ ۲۲۹هر کجا موج زند جام شرابی دام است←شمارهٔ ۲۳۰درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست←شمارهٔ ۲۳۱گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است←شمارهٔ ۲۳۲ز می ملاحظه زاهد مکن که این عیب است←شمارهٔ ۲۳۳بهار آمد و سر تا به سر جهان سبز است←شمارهٔ ۲۳۴جدل از خصم هنر باشد و از من عیب است←شمارهٔ ۲۳۵خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است←شمارهٔ ۲۳۶خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست←شمارهٔ ۲۳۷از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است←شمارهٔ ۲۳۸بنای توبه ز ابر بهار در خلل است←شمارهٔ ۲۳۹هما! نصیب تو از من چنان که خواهی نیست←شمارهٔ ۲۴۰خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست←