→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم است←شمارهٔ ۲۴۲همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت←شمارهٔ ۲۴۳ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است←شمارهٔ ۲۴۴غنچه دلتنگ و لاله در خون است←شمارهٔ ۲۴۵ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیست←شمارهٔ ۲۴۶خوش آن کز فکر بیش و کم گذشته ست←شمارهٔ ۲۴۷موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است←شمارهٔ ۲۴۸بهار آمد و ما را به باغ راهی نیست←شمارهٔ ۲۴۹زان می که باغ را رخ او در پیاله ریخت←شمارهٔ ۲۵۰حاصل سوختگان در ره برق خطر است←شمارهٔ ۲۵۱پایه ی نعش مرا یار من از جا برداشت←شمارهٔ ۲۵۲سوختن از تب سوزان محبت تابی ست←شمارهٔ ۲۵۳غیر بدگویی اگر خصم پرآشوب نداشت←شمارهٔ ۲۵۴عشق را چندان که مهرش بود هم کینش بد است←شمارهٔ ۲۵۵در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است←شمارهٔ ۲۵۶از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است←شمارهٔ ۲۵۷می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست←شمارهٔ ۲۵۸کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟←شمارهٔ ۲۵۹خصمی به میان من و غیر از سخن توست←شمارهٔ ۲۶۰چنان ز گریه ی من اشک همنشینم ریخت←شمارهٔ ۲۶۱امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است←شمارهٔ ۲۶۲یار ما مونس بد و نیک است←شمارهٔ ۲۶۳دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است←شمارهٔ ۲۶۴خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است←شمارهٔ ۲۶۵من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است←شمارهٔ ۲۶۶خط نیست این به گرد گلت، سبزه ی تری ست←شمارهٔ ۲۶۷بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است←شمارهٔ ۲۶۸آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است←شمارهٔ ۲۶۹بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است←شمارهٔ ۲۷۰به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت←شمارهٔ ۲۷۱ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست←شمارهٔ ۲۷۲در گلستان جهان هر مرغ نالان خود است←شمارهٔ ۲۷۳شمع از هوای وصلت، در حالت هلاک است←شمارهٔ ۲۷۴از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت←شمارهٔ ۲۷۵مرا کی از سبوی می گزیر است←شمارهٔ ۲۷۶شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست←شمارهٔ ۲۷۷ایام بهار است و گلی در چمنم نیست←شمارهٔ ۲۷۸از شوق تو دل همره عمر گذران است←شمارهٔ ۲۷۹خطش دمید و به نازش نیاز من باقی ست←شمارهٔ ۲۸۰درین حدیقه دل مستمند بسیار است←