شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفروغی بسطامی
فروغی بسطامی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۳۶۱از دشمنم چه بیم که با دوست هم دمم←غزل شمارهٔ ۳۶۲نرگسش گفت که من ساقی می‌خوارانم←غزل شمارهٔ ۳۶۳تا هست نشانی از نشانم←غزل شمارهٔ ۳۶۴فدای قاصد جانان کز او آسوده شد جانم←غزل شمارهٔ ۳۶۵گر دست دهد دامن آن سرو روانم←غزل شمارهٔ ۳۶۶چون ترک تیر افکن تویی، باید به خون غلطیدنم←غزل شمارهٔ ۳۶۷حق ز رخت کرده ظهور ای صنم←غزل شمارهٔ ۳۶۸شب فراق تو گر ناله را اشاره کنم←غزل شمارهٔ ۳۶۹دامن خمیه سفر از در دوست می‌کنم←غزل شمارهٔ ۳۷۰من از کمال شوق ندانم که این تویی←غزل شمارهٔ ۳۷۱به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم←غزل شمارهٔ ۳۷۲زان پرده می‌گشاید دل بند نازنینم←غزل شمارهٔ ۳۷۳نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم←غزل شمارهٔ ۳۷۴یارب آن نامهربان مه دل فراگیرد ز کینم←غزل شمارهٔ ۳۷۵تا با کمان ابرو بنشست در کمینم←غزل شمارهٔ ۳۷۶چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم←غزل شمارهٔ ۳۷۷تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم←غزل شمارهٔ ۳۷۸امشب نگه افتاد بر آن غیرت ماهم←غزل شمارهٔ ۳۷۹گر به گل‌زار رخش افتد نگاه گاه گاهم←غزل شمارهٔ ۳۸۰غم روی تو به عالم ندهم←غزل شمارهٔ ۳۸۱بخت سیه به کین من، چشم سیاه یار هم←غزل شمارهٔ ۳۸۲تا خبردار ز سرِّ لبِ جانان شده‌ایم←غزل شمارهٔ ۳۸۳ما دل خود را به دست شوق شکستیم←غزل شمارهٔ ۳۸۴تا لب می‌پرست او داد شراب مستیم←غزل شمارهٔ ۳۸۵آخر از کعبه مقیم در خمار شدیم←غزل شمارهٔ ۳۸۶تا بدان طرهٔ طرار گرفتار شدیم←غزل شمارهٔ ۳۸۷تا از دو چشم مستت بیمار و دردمندیم←غزل شمارهٔ ۳۸۸از دادن جان خدمت جانانه رسیدیم←غزل شمارهٔ ۳۸۹خواست تا زلف پریشان تو بی‌سامانیم←غزل شمارهٔ ۳۹۰توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم←غزل شمارهٔ ۳۹۱از بس عرق شرم نشسته‌ست به رویم←غزل شمارهٔ ۳۹۲مهر از تو ندیدم و وفا هم←غزل شمارهٔ ۳۹۳ما ز چشم تو مست یک نگهیم←غزل شمارهٔ ۳۹۴محبان را نصیب است از حبیبان←غزل شمارهٔ ۳۹۵ای که ز آب زندگی لعل تو می‌دهد نشان←غزل شمارهٔ ۳۹۶گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان←غزل شمارهٔ ۳۹۷به که باشم بی قرار از زلف یار خویشتن←غزل شمارهٔ ۳۹۸عرضه دادم در بر جانان وفای خویشتن←غزل شمارهٔ ۳۹۹شعار عشق بازان چیست، خوبان را دعا کردن←غزل شمارهٔ ۴۰۰گدایی از در می‌خانه باید دم به دم کردن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth