→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۴۴۴۱خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۲مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۳از سیر چمن کی دل افگار گشاید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۴با تنگدلی از لب خندان چه گشاید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۵یک شعله شوخ است که دیدار نماید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۶غفلت چه اثر در دل هشیارنماید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۷با روی تو خورشید درخشان چه نماید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۸با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید←غزل شمارهٔ ۴۴۴۹صحبت به حریفان سیه کار مدارید←غزل شمارهٔ ۴۴۵۰از قید فلک برزده دامن بگریزید←غزل شمارهٔ ۴۴۵۱فارغ بود از افسر زرین سر خورشید←غزل شمارهٔ ۴۴۵۲طوفان گل و جوش بهارست ببینید←غزل شمارهٔ ۴۴۵۳خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید←غزل شمارهٔ ۴۴۵۴خال از دمیدن خط بی انتظارم گردد←غزل شمارهٔ ۴۴۵۵شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد←غزل شمارهٔ ۴۴۵۶خط سیه مبادا زان خال سربرآرد←غزل شمارهٔ ۴۴۵۷شرم وحجاب مارا در پیچ وتاب دارد←غزل شمارهٔ ۴۴۵۸از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد←غزل شمارهٔ ۴۴۵۹پروای خط مشکین آن دلرباندارد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۰پروای شکوه من آن سیمتن ندارد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۱سودای عشق ما را بی نام وبی نشان کرد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۲دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۳هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۴خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۵خوش آن که خواب راحت برخودحرام سازد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۶از ترک گفتگو دل با معنی آشنا شد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۷از حلقههای آن زلف، دل صاحبِ نظر شد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۸در زلف ناامیدی روی امید باشد←غزل شمارهٔ ۴۴۶۹چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۰دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۱تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۲گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۳سر چون گران شد از می دستارگو نباشد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۴کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد←غزل شمارهٔ ۴۴۷۵از عشق یار نوخط دل زود می گشاید←غزل شمارهٔ ۴۴۷۶از روی نو خط یار هر جا سخن برآید←غزل شمارهٔ ۴۴۷۷چون رنگ می زمینا بیرون دوید باید←غزل شمارهٔ ۴۴۷۸آن چشم اگرچه خود را بیمار مینماید←غزل شمارهٔ ۴۴۷۹سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد←غزل شمارهٔ ۴۴۸۰سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد←