→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۶۳۲۱خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۲مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۳زکات صحت جسم است خسته پرسیدن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۴خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن←غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟←غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن←غزل شمارهٔ ۶۳۳۸ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟←غزل شمارهٔ ۶۳۳۹کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن←غزل شمارهٔ ۶۳۴۰قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن←غزل شمارهٔ ۶۳۴۱به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن←غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر←غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن←غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن←غزل شمارهٔ ۶۳۴۵صبا برون نرود از غبار خاطر من←غزل شمارهٔ ۶۳۴۶زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من←غزل شمارهٔ ۶۳۴۷به تن علاقه ندارد روان ساده من←غزل شمارهٔ ۶۳۴۸اگر به سوخته جانی رسد شراره من←غزل شمارهٔ ۶۳۴۹ز جوش نشأه به تنگ آمده است شیشه من←غزل شمارهٔ ۶۳۵۰هلاک جلوه برق است آشیانه من←غزل شمارهٔ ۶۳۵۱شده است در همه عالم سمر غریبی من←غزل شمارهٔ ۶۳۵۲رحیم شد دل دشمن ز ناتوانی من←غزل شمارهٔ ۶۳۵۳کسی که می نهد از حد خود قدم بیرون←غزل شمارهٔ ۶۳۵۴ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون←غزل شمارهٔ ۶۳۵۵لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون←غزل شمارهٔ ۶۳۵۶غم حریص ز دینار می شود افزون←غزل شمارهٔ ۶۳۵۷ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین←غزل شمارهٔ ۶۳۵۸ز بی قراری من می کند سفر بالین←غزل شمارهٔ ۶۳۵۹در آتش است نعل می ناب دیگران←غزل شمارهٔ ۶۳۶۰خون دل است باده گلفام عاشقان←