→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد←شمارهٔ ۲۴۲یاد روی تو همآغوش گلستانم کرد←شمارهٔ ۲۴۳بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد←شمارهٔ ۲۴۴چشمی که با غبار درت آشنا شود←شمارهٔ ۲۴۵مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد←شمارهٔ ۲۴۶ما اسیران چه کسانیم، گرفتاری چند←شمارهٔ ۲۴۷دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد←شمارهٔ ۲۴۸هیچ دورانی چو عهد بیسرانجامی نبود←شمارهٔ ۲۴۹..............................←شمارهٔ ۲۵۰وجودم را نه از آتش، نه از گل پرورش دادند←شمارهٔ ۲۵۱تا پرده از رخت به کشیدن نمیرسد←شمارهٔ ۲۵۲مرا هر قطرهای کز دیده در دامن فرو ریزد←شمارهٔ ۲۵۳در طرب ز ازل بر من حزین بستند←شمارهٔ ۲۵۴سوای تو در سینه هر خام نگنجد←شمارهٔ ۲۵۵کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟←شمارهٔ ۲۵۶نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختند←شمارهٔ ۲۵۷ذوق غمت ز سینه محزون نمیرود←شمارهٔ ۲۵۸چه رنجش است کزان تندخو نمیآید؟←شمارهٔ ۲۵۹دلم ز کعبه نه محمل نشسته میآید←شمارهٔ ۲۶۰میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد←شمارهٔ ۲۶۱ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند←شمارهٔ ۲۶۲کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد←شمارهٔ ۲۶۳گر دل به المهای تو منسوب نباشد←شمارهٔ ۲۶۴در آتشم از چهره برافروختهای چند←شمارهٔ ۲۶۵دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟←شمارهٔ ۲۶۶زخم خار آرزوی آبله پا باشد←شمارهٔ ۲۶۷کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟←شمارهٔ ۲۶۸هنوزم از مژه، کار سحاب میآید←شمارهٔ ۲۶۹ز عقدهها که فلک نذر کار من دارد←شمارهٔ ۲۷۰عشقت اقرار به دل آرد و انکار برد←شمارهٔ ۲۷۱با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید←شمارهٔ ۲۷۲رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد←شمارهٔ ۲۷۳دلم به عشق فسونساز برنمیآید←شمارهٔ ۲۷۴کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد←شمارهٔ ۲۷۵عشاق چه جمعند؟ پریشان شدهای چند←شمارهٔ ۲۷۶دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی←شمارهٔ ۲۷۷جز محبت، سینهام علم دگر پیدا نکرد←شمارهٔ ۲۷۸ازان دل از غم ایام برنمیآید←شمارهٔ ۲۷۹خامه در وصف لبت کار مسیحا میکند←شمارهٔ ۲۸۰آسیب واعظان به ایاغم نمیرسد←