→ دیوان اشعاربابافغانی
بابافغانی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع←شمارهٔ ۳۶۲تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع←شمارهٔ ۳۶۳میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع←شمارهٔ ۳۶۴مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ←شمارهٔ ۳۶۵ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف←شمارهٔ ۳۶۶خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق←شمارهٔ ۳۶۷جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق←شمارهٔ ۳۶۸یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک←شمارهٔ ۳۶۹تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناک←شمارهٔ ۳۷۰دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک←شمارهٔ ۳۷۱محروم باد چشم من از گلشن وصال←شمارهٔ ۳۷۲سروت که لاله رنگ شد از باده ی زلال←شمارهٔ ۳۷۳ای فروغ جوهر حسنت برون از خط و خال←شمارهٔ ۳۷۴خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل←شمارهٔ ۳۷۵دلم صد پاره و نقش تو در هر پارهای دارم←شمارهٔ ۳۷۶عشقم بلای جان شد، آن لعل آتشین هم←شمارهٔ ۳۷۷پروانه یی که رنجد از درد و داغ مردم←شمارهٔ ۳۷۸چند گردیم درین دیر کهن پیر شدیم←شمارهٔ ۳۷۹زبان در ذکر و در دل نقش زلف یار می بندم←شمارهٔ ۳۸۰شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم←شمارهٔ ۳۸۱ز رشک همدمانش بس که جوشد هر نفس خونم←شمارهٔ ۳۸۲از کوی تو چون باد بر آشفتم و رفتم←شمارهٔ ۳۸۳خوش آن حالت که در روی گلی نظاره میکردم←شمارهٔ ۳۸۴همه شب دارم از دل بادهٔ نابی که من دانم←شمارهٔ ۳۸۵ز غم جان میدهم چون دلربای خود نمیبینم←شمارهٔ ۳۸۶دلم پیاله ی خون جام لاله گون چکنم←شمارهٔ ۳۸۷بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام←شمارهٔ ۳۸۸به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم←شمارهٔ ۳۸۹دل گشت خون و داد بگریه سرای چشم←شمارهٔ ۳۹۰مرا که دل نگذارد که بیتو آب خورم←شمارهٔ ۳۹۱هرگز به وصلت ای گل رعنا نمی رسم←شمارهٔ ۳۹۲شب آمد هرکسی را روی در کاشانهای یابم←شمارهٔ ۳۹۳ببزمت گر بپهلوی رقیبان جا نمی کردم←شمارهٔ ۳۹۴ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم←شمارهٔ ۳۹۵من آشفته هم در خواب مستی کاش میمردم←شمارهٔ ۳۹۶هر دم اندیشه ی ان شوخ ستمکاره کنم←شمارهٔ ۳۹۷بس بینوا ز ساقی خود دور مانده ام←شمارهٔ ۳۹۸تا بکی در کنج خلوت گرد بیحاصل خوریم←شمارهٔ ۳۹۹قدح بیار که من خانه سوز و دیر پرستم←شمارهٔ ۴۰۰سحر ز میکده گریان و دردناک شدم←