شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراوحدی مراغه‌ای
اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۶۴۱نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟←غزل شمارهٔ ۶۴۲عشق را فرسوده‌ای باید چو من←غزل شمارهٔ ۶۴۳چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من←غزل شمارهٔ ۶۴۴ای ز سودای تو در هر گوشه‌ای آواره من←غزل شمارهٔ ۶۴۵جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،←غزل شمارهٔ ۶۴۶ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من←غزل شمارهٔ ۶۴۷دوست با کاروان کن فیکون←غزل شمارهٔ ۶۴۸ای مکان تو از مکان بیرون←غزل شمارهٔ ۶۴۹شبت می‌بینم اندر خواب و می‌گویم: وصالست این←غزل شمارهٔ ۶۵۰دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببین←غزل شمارهٔ ۶۵۱حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببین←غزل شمارهٔ ۶۵۲منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین←غزل شمارهٔ ۶۵۳آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین←غزل شمارهٔ ۶۵۴از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین←غزل شمارهٔ ۶۵۵دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین←غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو←غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او←غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او←غزل شمارهٔ ۶۵۹ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او←غزل شمارهٔ ۶۶۰گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو←غزل شمارهٔ ۶۶۱ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو←غزل شمارهٔ ۶۶۲تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو←غزل شمارهٔ ۶۶۳گر چه امید ندارم که: شوم شاد از تو←غزل شمارهٔ ۶۶۴درین لشکر، که می‌بینی، سواری نیست غیر از تو←غزل شمارهٔ ۶۶۵تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو←غزل شمارهٔ ۶۶۶گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز تو←غزل شمارهٔ ۶۶۷ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو←غزل شمارهٔ ۶۶۸ای نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو←غزل شمارهٔ ۶۶۹ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو←غزل شمارهٔ ۶۷۰ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو←غزل شمارهٔ ۶۷۱ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو←غزل شمارهٔ ۶۷۲ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو←غزل شمارهٔ ۶۷۳به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو←غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو←غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو←غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟←غزل شمارهٔ ۶۷۷ای مدد تیره شب از موی تو←غزل شمارهٔ ۶۷۸سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو←غزل شمارهٔ ۶۷۹گل در قرق عرق کند از شرم روی تو←غزل شمارهٔ ۶۸۰زود شود باز بستهٔ تو←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth