شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسلمان ساوجی
سلمان ساوجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱۲۱روی تو آب چشمه خورشید می‌برد←غزل شمارهٔ ۱۲۲به حضرت تو، که یارد، که قصه‌ای ز من آرد؟←غزل شمارهٔ ۱۲۳مسپار دل، به هر کس، که رخ چو ماه دارد ←غزل شمارهٔ ۱۲۴گر از تن جان شود معزول، عشقت جای آن دارد←غزل شمارهٔ ۱۲۵هر ذره که عکسی، ز رخ یار، ندارد←غزل شمارهٔ ۱۲۶جان زندگی از چشمه پرنوش تو دارد ←غزل شمارهٔ ۱۲۷این یار که من دارم، ازین یار که دارد؟←غزل شمارهٔ ۱۲۸دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد ←غزل شمارهٔ ۱۲۹دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد ←غزل شمارهٔ ۱۳۰باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد ←غزل شمارهٔ ۱۳۱نه قاصدی که پیامی، به نزد یار برد←غزل شمارهٔ ۱۳۲کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟←غزل شمارهٔ ۱۳۳چشمت به خواب چشم مرا خواب می‌برد←غزل شمارهٔ ۱۳۴ز کویش نسیم صبا بوی برد←غزل شمارهٔ ۱۳۵خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد←غزل شمارهٔ ۱۳۶یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد←غزل شمارهٔ ۱۳۷آخرت روزی ز سلمان یاد می‌بایست کرد←غزل شمارهٔ ۱۳۸سحرگه بلبلی آواز می‌کرد←غزل شمارهٔ ۱۳۹عذارت خط به بخت ما درآورد←غزل شمارهٔ ۱۴۰ناتوان چشم توام گرچه به زنهار آورد←غزل شمارهٔ ۱۴۱لطف جانبخش تو جانم ز عدم باز آورد←غزل شمارهٔ ۱۴۲باد سحر از کوی تو بویی به من آورد←غزل شمارهٔ ۱۴۳جز نقش صورتت دل، نقشی نمی‌پذیرد←غزل شمارهٔ ۱۴۴گرچه در عهد تو عاشق به جفا می‌میرد←غزل شمارهٔ ۱۴۵دل برد دلبر و در دام بلاش اندازد←غزل شمارهٔ ۱۴۶گر وقت سحر، بادی از کوی تو برخیزد←غزل شمارهٔ ۱۴۷آخر این درد دل من به دوایی برسد←غزل شمارهٔ ۱۴۸گل فردوس چه باشد که به روی تو رسد←غزل شمارهٔ ۱۴۹جانم رسید از غم به جان، گویی به جانان کی رسد؟←غزل شمارهٔ ۱۵۰دلی که شیفته یار دلربا باشد←غزل شمارهٔ ۱۵۱بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد←غزل شمارهٔ ۱۵۲ما را که شور لعلش، در سر مدام باشد←غزل شمارهٔ ۱۵۳اسیر بند گیسویت، کجا در بند جان باشد←غزل شمارهٔ ۱۵۴صنمی اگر جفایی کند آن جفا نباشد←غزل شمارهٔ ۱۵۵ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد←غزل شمارهٔ ۱۵۶مستور در ایام تو معذور نباشد←غزل شمارهٔ ۱۵۷دل شکسته من تا به کی حزین باشد؟←غزل شمارهٔ ۱۵۸هر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟←غزل شمارهٔ ۱۵۹مجموع درونی که پریشان تو باشد ←غزل شمارهٔ ۱۶۰چو زلف آن را که سودای تو باشد ←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth