→ دیوان اشعارسلمان ساوجی
سلمان ساوجی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۲۴۱چوگان زلفش از من دل برد گو ببر←غزل شمارهٔ ۲۴۲میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر←غزل شمارهٔ ۲۴۳یا رب این ماییم از آن جان جهان افتاده دور←غزل شمارهٔ ۲۴۴در مسجد چه زنی اینک در میکده باز←غزل شمارهٔ ۲۴۵زلفین سیه خم به خم اندر زدهای باز←غزل شمارهٔ ۲۴۶بر گل رفتم از غالیه تر زدهای باز←غزل شمارهٔ ۲۴۷کارها دارد دل من با لب جانان هنوز←غزل شمارهٔ ۲۴۸هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس←غزل شمارهٔ ۲۴۹در زلف خویش پیچ و ازو حال ما بپرس←غزل شمارهٔ ۲۵۰ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرس←غزل شمارهٔ ۲۵۱ما از در او دور و چنین بر در و بامش←غزل شمارهٔ ۲۵۲در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش←غزل شمارهٔ ۲۵۳عارفا لعل لبش می میدهد هشیار باش←غزل شمارهٔ ۲۵۴کار دنیا نیست چندان کار و باری، گو مباش←غزل شمارهٔ ۲۵۵مست حسنی که ندارد خبر از آفاقش←غزل شمارهٔ ۲۵۶آنکه از جان دوستتر میدارمش←غزل شمارهٔ ۲۵۷چون تحمل میکند تن صحبت پیراهنش←غزل شمارهٔ ۲۵۸نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش←غزل شمارهٔ ۲۵۹ماییم به پای تو در افکنده سر خویش←غزل شمارهٔ ۲۶۰نداشت این دل شوریده تاب سودایش←غزل شمارهٔ ۲۶۱میکند غارت صبر و دل و دین سودایش←غزل شمارهٔ ۲۶۲چند گویی با تو یک شب روز گردانم چو شمع←غزل شمارهٔ ۲۶۳درد سری میدهد، عقل مشوش دماغ←غزل شمارهٔ ۲۶۴ای به دیدار توام، دیده گریان مشتاق!←غزل شمارهٔ ۲۶۵به غیر صورت او هر چه آیدم در دل←غزل شمارهٔ ۲۶۶به مهر روی تو خواهم رسید، ذره مثال←غزل شمارهٔ ۲۶۷ای جان نازنین من ای آرزوی دل←غزل شمارهٔ ۲۶۸ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل←غزل شمارهٔ ۲۶۹ای بهم برزده زلف تو سراسر کارم ←غزل شمارهٔ ۲۷۰آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام ←غزل شمارهٔ ۲۷۱من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام ←غزل شمارهٔ ۲۷۲به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بیخور و خوابم ←غزل شمارهٔ ۲۷۳بر زلف تو من بار دگر توبه شکستم ←غزل شمارهٔ ۲۷۴هر خدنگی که ز دست تو به جان میرسدم ←غزل شمارهٔ ۲۷۵من سرگشته به دست تو کجا افتادم؟←غزل شمارهٔ ۲۷۶بر سر کوی دلارام، به جان میگردم ←غزل شمارهٔ ۲۷۷دیشب از خود چون مه سی روزه پنهان آمدم←غزل شمارهٔ ۲۷۸چو شمعم در غمت سوزان و اشک از دیده میبارم←غزل شمارهٔ ۲۷۹بی دوست من از باغ ارم یاد نیارم ←غزل شمارهٔ ۲۸۰به سر کوی تو سوگند، که تا سر دارم←